دانلود پایان نامه

به گونهای آزادانه و پس از مذاکرهها میان آنان امضا میشد؛ و در آن، بخشی از اختیارهای دولتشهرها کاهش مییافت، ولی در عوض در مواردی مانند بازرگانی و دفاع، از نهادهای مشترک استفاده میکردند. این اتحادیهها را میتوان ساختارهایی مانند کنفدراسیونهای امروزی دانست که عمر آنان کوتاه بود. در سال 1787 و با تصویب قانون اساسی ایلات متحده آمریکا (کنوانسیون فیلادلفیا) گامی اساسی در تاریخ فدرالیسم و تجربهی سیاسی آن برداشته شد: سیزده دولتک یا ایالت مستقل با یکدیگر متحد شدند و نهادهای مشترکی، با حفظ نهادهای اختصاصی خود، ایجاد کردند. اجتماع این ایالات، اتحاد حکومتها به معنای کنفدراسیونهای قدیمی( مانند سوئیس در سدهی سیزدهم و سپس در هلند) نبود؛ زیرا شهروندان با تعلق به یکی از سیزده ایالت، عضوی از عضوهای اجتماع جدید نیز میشدند. در نتیجه به تعبیری میتوان گفت دو دولت به وجود آمد: سیزده دولت – ایالت و یک دولت فدرال با یک قانون اساسی مشترک. (خوبروی پاک،1389؛14-15)
جامعههای تشکیل دهندهی فدراسیون ممکن است جامعههای ملی باشند، مانند استانهای کبک در کانادا، یا کاتالونیا در اسپانیا؛ یا جامعهای با زبان، مذهب، فرهنگ ویژه( مانند کانتونهای سوئیس) و یا دارای سنت تاریخی( مانند ایالتها در آمریکای شمالی). هریک از این جامعهها با استفاده از خودمدیری سیاسی به پیشبرد و توسعهی ویژهی خود میپردازند. نظام فدرالی به جامعههای تشکیل دهنده اجازه میدهد تا به یک مجموعهی نوین که براساس قانون اساسی تشکیل میشود، بپیوندند. فدراسیونها در حقیقت ابزاری برای متحد کردن منطقههایی هستند که به گونهای روشن از هم متفاوتاند. فدراسیون میکوشد که در ورای تفاوتهای بزرگ جامعهشناسانه، اعم از مردمشناسی، زبان، نژاد و مذهب، بافت دیگری به وجود آورد. (خوبروی پاک،1389؛15-16)
تعریف یک «فدراسیون» یا «اتحادیهی فدرالی» یک موضوع مباحثه برانگیز بوده است و تا اینجا هیچ تلاشی برای حل این مشکل صورت نگرفته است. برای جلوگیری از خطاهای معنایی ما باید از عبارت «اتحادیههای فدرالی» به صورت مترادف با «فدراسیون» استفاده کنیم. یکی از ویژگیهای «اتحادیههای فدرالی» این است که کشوری میباشد که به خودی خود دارای اهلیت انعقاد معاهده است و وارد معاهداتی میشود که عموماً برای کل سرزمینش شامل همهی اعضای جزء، تا زمانی که قصد متناقضی ایجاد نشود قابل اجراست. (Lissitzyn,1968,p;24)
البته شماری از مؤلفین نیز به ماهیت نامشخص مفاهیم استقلال و فدرالیسم اذعان می نمایند از جمله میتوان به نظرات زیر اشاره کرد:
گمپر متذکر شده است که دولتهای قبلاً متمرکز مانند اسپانیا و اخیراً، ایتالیا و بریتانیا، تقریباً ( به گونهای مبهم و بحث برانگیز) به معیار یک نظام فدرال دست یافتهاند. به نظر او، تعریف عناصر کلیدی یک نظام فدرال اصیل دشوار است زیرا قیاسهای قانونی مبیّن موارد متعددی است که دولتها از معیار مطلوب منحرف گردیدهاند. به هر حال به عقیدهی او، یک درد مشترک نسبت به حداقل شروط قانونی نظامهای فدرال وجود دارد.
هینگ براین عقیده است که فدرالیسم، شاخه از یک منبع واحد نبوده و هیچگونه تعریفی که به لحاظ جهانی مورد پذیرش قرار گرفته باشد، وجود ندارد.
دومینگز گارسیا به «آشفتگی اصطلاحی» هنگام بررسی کشورهای نیمه دولتی و ارتباط آنها با مفاهیمی چون سرزمین، جامعه فدرالی، اعضای کشور، فدرال و کشورهای شبه فدرال، و کشورهای توسعه یافته اشاره میکند.
در زمینهی انتقال قدرت و تفویض اختیار در بریتانیا، باگدانور استنتاج مینماید که واژهی فدرالیسم هنگام بحث راجع به تغییر قانونی بکار رفته و آنهایی که راجع به فدرالیسم بحث مینمایند اغلب معنای تفویض اختیار را مدنظر دارند. ناواراتناباندارا به بحث راجع به تفویض اختیار در یک محیط مملو از تضاد و درگیری میپردازد اما از واژهی تفویض اختیار، به عنوان یک عبارت catch-all برای راهحلهایی استفاده مینماید که از فدراسیونهای ناشی از استقلال ارضی تا حکومتهای مستقل از نوع رده پایینتر تفاوت مینماید.
کیملیکا به نوبت از اصطلاحات« خودمختاری سرزمینی»، «خودمختاری سرزمینی فدرال»، «خودمختاری سرزمینی شبه فدرال» و «فدرالیسم چند ملیتی» استفاده میکند که کم و بیش بجای یکدیگر به کار میروند و او همچنین میان سطح گستردهای ازوابستگیها ارتباط ایجاد میکند. به نظر میرسد که بحث او بیشتر بر دستهی نامتقارن از خودمختاریها تمرکز کرده است که در تحقیق ما خودمختاری سرزمینی تعریف شده و قابل تمایز از فدراسیون میباشند.
بندیکتر با این حال به این نکته اشاره میکند که یک نوع توافق کلی در حوزهی تحقیق راجع به اساس قاعده و اصل فدرال و نظامهای فدرالی وجود دارد.(Suksi,2011;81-83)
بطورکلی باید گفت تعریف جامع و مانعی از فدرالیسم در دست نیست، همچنانکه در مورد مفاهیمی از قبیل دموکراسی و یا صلح نیز تعریف واحد و جهانی وجود ندارد.
فدرالیسم سیستمی است مرکب از دو یا چند دولت که ارتباط آنها براساس قانون اساسی دولت فدرال ترسیم میگردد. این دولت، برفراز دولتهای محلی قرار گرفته و اختیارات آن براساس قانون اساسی، و مواردی چون ضرب سکه، فرماندهی نیروهای انتظامی، سیاست خارجی و تنظیم قراردادها در سطح بینالمللی را دربرمیگیرد و اینها از جمله ویژگیهایی هستند که به دولت فدرال رسمیت میبخشد. بنابراین فدرالیسم تلفیقی از دو خواست متفاوت است. مورد اول خواست مردمی است که در محدودههای جغرافیایی مشخص و با ویژگیهای خاص خود( فرهنگی، اجتماعی، تاریخی) زندگی مینمایند و نوعی همبستگی محلی دارند. خواست دوم که خواست تشکیل دولت ملی است یک خواست جامع و کلیتر است و با ترکیب و همگرایی دولتهای محلی این خواست عملی میشود. دولت ملی و دولت محلی هردو دارای پارلمان هستند. فدرالیسم در وسیعترین مفهوم، ناظر است بر پیوند مردم و واحدهای سیاسی در اتحادی پایدار اما محدود براساس رضایت متقابل، بیآنکه تمامیت هریک از آنها قربانی شود.(لیپست،1383؛998) از قدیم، فدراسیون را اتحادی از جوامع یا حکومهایی میدانستند که در آنها حکومت مرکزی ارتباط مستقیمی با مردم نداشت.( همان، ؛986)
بدین ترتیب فدرالیسم معاهدهایی است فیمابین دولتهای محلی و دولت مرکزی در چارچوب قانون اساسی کشور بر اساس این پیمان. قدرت میان حکومتهای محلی و مرکزی تقسیم میشود. در نتیجه فدرالیسم تلفیقی از یکپارچگی، گوناگونی، تمرکز و عدم تمرکز است. بدین معنی که حکومت مرکزی قادر نیست خارج از حدود قانونی، بر حکومتهای محلی اعمال نفوذ نماید. دو نوع تقسیم بندی در مورد مناطق فدرال وجود دارد، در یک تقسیمبندی بر اساس رعایت مسائل قومی و ملّی حوزه قلمرو دولت فدرال مشخص میشود و در تقسیمبندی دیگر بر اساس وسعت مناطق و جغرافیای مناطق است که تقسیمبندی دولت فدرال انجام میشود. فدرالیسم از طرفی باعث میشود ساکنان مناطق و جمهوریهای کوچک- حکومتهای محلی به صورت فعالانهتری در ساخت قدرت شرکت کنند و از طرفی دیگر در سطح دولت مرکزی مانع شکل گیری حکومتهای دیکتاتوری و توتالیتری شود.( دلیریان،1391؛76)
در عمل دو شیوه برای تشکیل فدرالیسم وجود دارد: الف- مدل از پایین به بالا- در این مدل جمعی از دولتها و واحدهای سیاسی منطقهای یک دولت فدرال از اتحاد خویش بوجود میآورند: مانند ایالات متحده آمریکا و سوئیس، این مدل به منظور گذر از ضعف واحدهای کوچک و بوجود آوردن واحد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی نیرومندی جهت مقابله با تهدیدات تشکیل میشود. ب- مدل از بالا به پایین: دولت دارای حاکمیت سیاسی و قدرت، متعهد میشود که حاکمیت خود را بین تعدادی از حکومتهای محلی به صورت قانونی تقسیم نماید و دولت متحد مرکزی را با مشارکت حکومتهای محلی تشکیل دهد، مانند بلژیک، ونزوئلا و هندوستان.( دلیریان،1391؛77)
سه مدل فدرالیزم عبارتند از: ملی- کانتون- محلی یا اداری.

مدل فدرالیسم ملی- در این مدل دولت مرکزی حاکمیت، قدرت و توانایی تصمیمگیری خود را براساس تفاوتهای ملی، زبان، فرهنگی و منطقهای تقسیم میکند، بلژیک نمونهای از فدرالیسم ملی براساس زبان است.
مدل فدرالیسم کانتونی- در این مدل کانتونها واحد اصلی فدرالیسم را تشکیل میدهند، حکومت مرکزی بین چند کانتون تقسیم میشود، سوئیس نمونه فدرالیسم کانتونی است.
مدل فدرالیسم محلی یا اداری: در این فدرالیسم، تقسیم قدرت بین چند ایالت یا ناحیه متفاوت تقسیم میشود.(دلیریان،1391؛77) در این ارتباط میتوان به نوع فدرالیسم در کشور آلمان اشاره کرد.
ژرژسل حقوقدان فرانسوی، برای تحقق دولت ـ کشور فدرال سه قانون یا سه اصل به شرح زیر پیشنهاد کرده است :
الف) قانون فراداشت:
مقصود، ایجاد نهادهای مشترک و شاملّی است که قلمرو عملکرد آنها کلیه اعضای کشور فدرال باشد و در سطح فراتری از دولتهای عضو عمل کنند.
ب) قانون خودمختاری:
گرایش به خودمختاری از سوی اعضاء و حمایت از این گرایش به وسیله قانون اساسی، به مثابه سنگ تعادلی در برابر نهادهای برتر کشور فدرال است. طبق این اصل، هر یک از واحدهای عضو فدرال دارای صلاحیتهای سازمانی و سیاسی خود هستند. هر کدام بخشی از حاکمیت خود را دارا میباشند. یعنی صلاحیتهای آنها جنبه سیاسی دارد و ضمانت اجراهای قانونی این خودمختاری را بطور مداومی تحقق میبخشد. لذا کشورهای عضو، شخصیت متمایز سیاسی خود را طوری حفظ میکنند که بتوان به سهولت این واحدها را از تقسیمات کشوری، اداری و منطقهای دولتهای بسیط باز شناخت.
ج  ) قانون مشارکت:
دولتهای عضو در یک کشور فدرال باید بتوانند در سرنوشت کلی این جامعه مشارکت داشته باشند. ژرژسل در این باب میگوید: «تنها در صورتی فدرالیسم وجود دارد که دولتهای متحد از رهگذر نمایندگان خود در شکلگیری ارگانهای فدرال و نیز در اخذ تصمیمگیریهای کلی در مورد قلمرو، سرزمین و جمعیت دولتهای فدرال شرکت داشته باشند». به بیان دیگر اراده هریک از دول عضو در تشکیل اراده جمعی دخالت دارد.
این قانون رابطه بین دولتهای عضو و دولت مرکزی را از روابط تحتالحمایگی یا مناسبات استعماری متمایز میکند. اصل مشارکت، به هنگام تصویب و تغییر و اصلاح قانون اساسی به نیکی مشاهده میشود. همچنین در ارگانهای قانونگذاری اگر مجلس اول نماینده وحدت مردم کشور فدرال است، مجلس دوم از نمایندگان دولتهای عضو تشکیل شده و همکاری و همنوایی دو مجلس برای صورتبندی قوانین در سطح فدرال از ضروریات است. (ابوالفضل قاضی ،1390؛90-91) .
از ویژگیهای عمده الگو فدرالیسم میتوان به موراد زیر اشاره نمود:
1- وجود دو سطح حکومت در نظام فدرال: الف) حکومت مرکزی، ب) حکومت ایالتی.
2- امور مشترک حکومتهای ایالتی مانند دفاع، سیاست خارجی، ارتباطات، سیاست پولی و بانکی و گمرکی برعهده حکومت مرکزی است.
3- دولتهای ایالتی حق وضع قوانین و سیاستهای لازم و سازگار با هویت، فرهنگ و آداب و رسوم مربوط به خود را دارند.
4- دولتهای ایالتی از شخصیت حقوقی و تعریف شدهای برخوردارند.
5- در این الگو وجود نهادهای دوگانه و دو سطحی با ساختار سهگانه و جداگانه حکومتی تصریح شده است.
6- در هر سطح فدرال و ایالتی، مجلس قانونگذاری ویژه و دستگاه قضایی ویژه و دستگاه اجرایی خاص وجود دارد.
7- روابط ایالات با یکدیگر از حقوق داخلی پیروی میکند.
8- سرچشمههای قدرت در نظام فدرالیسم متعددند.
9- در فدرالیسم هریک از ایالتهای عضو دارای قانون اساسی خود هستند.( دلیریان،1391؛78)
در نهایت از جمع بندی تعاریف ارائه شده میتوان گفت که به دولتی که از اتحاد چند واحد سیاسی پدید آید که دارای حقوق خودگردانی هستند، فدراسیون گفته میشود. قانون اساسی فدراسیون، حدود اختیارات داخلی واحدهای تشکیلدهنده آن و همچنین حدود نظارت دولت فدرال بر واحدهای تابعه را معین میکند.

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد حقوق : توسعه اقتصادی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ریشه و اساس گزینش فدرالیسم ممکن است در تمایل بر حفظ گوناگونیهای فرهنگی، مذاهب، زبان، نهادهای اجتماعی و قوانین حقوقی باشد. یا این که ممکن است نتیجه

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید