دانلود پایان نامه

بلوغ اِبا داشتهاند و کلمه کبر را آن هم نه صریح بلکه تحت عنوان سن 18 سال در مقابل صغر به کار بردهاند، به عبارت دیگر سن مورد نظر در ماده 1209 را همان سن کبر دانستهاند و به خاطر محدودیتهایی که قبلاً ذکر شده، از بکار بردن کلمه بلوغ تعمداً خودداری کردهاند و کبیر همان شخصی است که 18 سال داشته باشد و بکار بردن سن واحد برای رشد و کبر تالی فاسد ندارد چرا که جزء در موارد استثنایی که رشد کسی قبل از 18 سالگی ثابت شود سن کبر و رشد برای اهلیت تواماً لازم است. 1
ولی باید توجه داشت که امکان اثبات رشد قبل از 18 سالگی و بعد از 15 سالگی ما را با یک تقسیم بندی صغیر به صغیر غیر رشید و صغیر رشید مواجعه میسازد یعنی در مواقعی فرد کبیر نشده ولی رشید فرض شده و هر چند در فقه هم امکان اثبات رشد قبل از بلوغ وجود دارد ولی موقعی آثار رشد بر فرد بار شده و فرد از حجر خارج میشود که علاوه، بر رشید بودن، بالغ هم شده باشد پس در مجموع در جلد دوم قانون مدنی، به جای بلوغ، کبر به کار رفته است و این صریحاً در ماده 1210 قانون مدنی مصوب 1314 آمده «شهادت اطفالی را که به سن پانزده سال تمام نرسیده اند فقط ممکن است برای مزید اطلاع استماع نمود، مگر در مواردی که قانون شهادت این قبیل اطفال را معتبر شناخته باشد» و در عرف هم کلمه کبیر شایع و جا افتاده تر از کلمه بلوغ و رشد میباشد و موقعی که میخواهند شخص را که دارای توانایی لازم برای اداره امور مالی و دارائی خود شده با صفتی معرفی کنند، میگویند خلافی کبیر شده است و از بلوغ با بیشتر در مسائل عبادی یاد میشود.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بند ب) بررسی ماده 1210 اصلاحی
ماده 1209 مصوب 1313 در اصلاح موادی از قانون مدنی در سال 61 حذف و ماده 1210 هم به شرح ذیل اصلاح شده:
اصلاحی ماده 1210 «هیچکس را نمی توان بعد از رسیدن به سن بلوغ به عنوان جنون یا عدم رشد محجور نمود، مگر آن که عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد»
تبصره 1 «سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمری و در دختر نه سال تمام قمری است»
تبصره 2 «اموال صغیری را که بالغ شده است در صورتی که می توان به او داد که رشد او ثابت شده باشد»
حسب متن ماده، با رسیدن به سن بلوغ، اصل بر رشد قرار داده شده است و فرد از حجر خارج میشود مگر خلاف آن ثابت شده باشد. ولی در تبصره 2، در مورد دادن اموال صغیر به او هنگامی که نسخ شود، لازم دانسته که رشد فرد احراز شده باشد.
1) انتقادات وارده بر ماده 1210 اصلاحی
1-1) عدم مطابقت در این ماده با شرع
این ماده با فتاوای فقها شیعه، سنت و آیات قرآن و روایات هیچگونه مطابقت ندارد چرا که در فقه بلوغ در زوال حجر کودک کفایت نمیکند بلکه علاوه بر بلوغ، رشد و عدم سفه لازم میباشد1 اگر منظور انتقاد کننده این بوده که ماده 1210 اصلاحی بلوغ را در خروج حجر کافی دانستهاند و بر اساس اینکه در قرآن، به روایاتی، و فقه علاوه بر بلوغ جنسی در خروج از حجر، رشد فکری هم لازم میباشد، مغایر با قرآن، روایات …. قلمداد شده است، ایراد وارد نیست چرا که منظور ماده 1210 اصلاحی این نیست که در خروج کودک از حجر بلوغ کافی است و این خود ماده به روشنی استنباط میشود. به عبارتی اگر فرد بالغ شد در حالی که رشید نبود محجور و ممنوع از تصرف در امور مالی خود است. در واقع آنچه این ماده به ما می‏گوید این است که فرد با رسیدن به بلوغ، رشید محسوب میشود. و بلوغ اماره رشد فرد است، و فرق است بین اینکه بگوئیم فرد با بلوغ، از حجر خارج میشود و اینکه بگوییم فرد بالغ، رشید محسوب میشود و از طرفی با روایاتی مطابقت دارد چرا که در بحث رشد در روایات گفته شد در برخی از روایات، احتلام که یکی از علائم واقعی بلوغ است به طور مطلق نشانه رشد در نظر گرفته شده است و در روایاتی هم ملاحظه کردیم که فرد با رسیدن به احتلام یعنی بلوغ جنسی، رشید محسوب شده و اموالش به او داده میشود مگر این که سفیه باشد، از نظر تئوری و بحث نظری، ماده 1210، یک قاعده کلی و روشن به ما می‏دهد و آن این که فردی که بالغ شده، رشید محسوب می شود که مهمترین انتقادی که در ماده 1210 اصلاحی وارد شده تعارض ماده با تبصره 2 آن میباشد که در نهایت در جهت رفع تعارض پیشنهادهایی هم شده است.
2-1) تعارض ماده 1210 اصلاحی قانون مدنی با تبصره 2 همان ماده
ایراد شده که ضمن ماده 1210 اصلاحی قانون مدنی، اصل را بر رشید بودن فرد بالغ گذاشته است حال آنکه در تبصره 2 اصل بر عدم رشد فرد بالغ گذاشته و مقرر داشته: «اموال صغیری را که بالغ شده است در صورتی می توان به او داد که رشد او ثابت شده باشد» گر چه به ظاهر بین ماده و تبصره 2 تعارض وجود دارد ولی برداشت کاملاً منطقی از طرف منتقدان ماده 1210 و تبصره 2 صورت گرفته چرا که به مبانی فقهی آن توجه لازم نشده است.
تبصره 2 ماده 1210 به نحوی ترجمه آیه 6 سوره نساء میباشد.

آیه 6 سوره نساء: کودکان را بیازماید تا وقتی که به حد بلوغ نکاح (جنسی) برسند پس اگر رشدی در آنان یافتند، اموالشان را به آن ها بدهید. همان طور که در بحث بلوغ و رشد در قرآن آمد منظور از آیه این است که آزمایش کودک به صورت مکرر آن هم قبل از بلوغ به تعبیری بعد از رسیدن صغیر به قوه تسخیر تا زمان بلوغ استمرار داشته تا وقتی که صغیر به بلوغ رسید اگر در آزمون رشد نمره قبولی گرفته و از حجر خارج و اموالش به او داده می شود و این آیه مبتنی بر دلایل بوده است از جمله این که مطابق قاعده فقهی الناس مسلطون هی اموالهم باید بر هر فرد بر اموال و دارائی خود تسلط داشته و میتواند، آزادانه در آن دخل و تصرف کند و این ملازمه دارد که دیگری بدون اجازه مالک در دارائی او سلطه نداشته باشد ولی به صورت استثنائی و به خاطر مصلحت و غبطه صغیر در مورد اموال و دارائی او، ولی بر او ولایت داشته تا اینکه بالغ شده و رشید باشد و از آنجا که ولایت استثناء بر اصل (الناس مسلطون علی اموالهم) بوده باید به قدر متیمن اکتفا کرد و همین که سبب ولایت که حجر است زائل شد اموال به مولی علیه داده شود.
اگر چه طبق تبصره 2 ماده 1210 قانون مدنی، جهت رفع حجر علاوه بر بلوغ، رشد لازم شمرده شده است ولی قائل شده به این که به طور مطلق با رسیدن به بلوغ، اصل بر عدم رشد گذاشته شد، مگر اینکه به وسیله آزمون اثبات شود، یا خالی از اشکال و ایراد نیست چرا که هر چند اختیار و آزمون لازم است ولی همانطور که از آیه 6 سوره نساء و همچنین تبصره 2 ماده 1210 بر میآید، منظور این است موقعی که فرد بالغ شده اگر رشد هم در امر محرز شد، (هر چند به وسیله آزمون یا شهادت….) اموالش به او داده شود یعنی هر زمان با بلوغ یا قبل از آن رشد در فرد احراز شده است چرا که در تبصره 2 ماده 1210 آمده است «هیچکس را نمی توان بعد از رسیدن به سن بلوغ به عنوان جنون یا عدم رشد محجور نمود، مگر آنکه عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد». عبارت «ثابت شده باشد» مؤید مطلب بالاست و اگر غیر از این بوده، یعنی منظور آزمون رشد بعد از بلوغ بوده باید گفته میشد: اموال صغیری را که بالغ شده است در صورتی میتوان به او داد که رشد او ثابت شود.
پس با رسیدن فرد به بلوغ دو فرض قابل تصور است 1- رشد هم زمان یا قبل از بلوغ در او احراز شده است 2- رشد قبل از بلوغ یا همزمان با آن احراز نشده است که تبصره 2 ماده 1210 قانون مدنی ناظر به فرض اول است. تا اینجا نتیجه گرفته شده این است که وفق متن ماده و هم تبصره 2 ماده 1210، برای خروج از حجر، بلوغ و رشد لازم است و قائل شدن به اینکه طبق ماده 121 بلوغ کافی بوده و نیازی به رشد نیست ولی وفق تبصره 2 رشد لازم است قابل ایراد است متن ماده 1210 قانون مدنی اصل را بر این گذاشته که با بلوغ فرد رشید محسوب میشود، مگر این که خلاف آن ثابت شود.
اما در واقع طبق اصل کلی پذیرفته شده برای خروج از حجر بلوغ و رشد لازم است و یکی به تنهایی کفایت نمیکند و این، هم با قرآن (آیه 6 سوره نساء) مطابقت دارد و هم با روایات و هم این که، فقهای امامیه و عامه تقریباً اتفاق نظر دارند. مسئله و نکته اساسی در این است که آیا بلوغ را اماره رشد بدانیم، به عبارت دیگر در مورد فردی که به بلوغ رسیده اصل را بر رشد بگذاریم مگر خلاف آن یعنی رشد ثابت شود؟
در واقع از یک طرف مسئله آزمون و اختیار جهت احراز رشد آیه (6 سوره نساء) لازم دانسته شده و از طرف دیگر بلوغ و اماره رشد فرض شده و تردیدی نیست که در حال حاضر لازم است اماره رشد بر اساس کلمه در نظر گرفته شود. چرا که آزمون مشکل است. که دختر کمتجربهتر و والدین علاقهمند به فرزند خود بوده و مصلحت او را در نظر میگیرند و نسبت به او دلسوزانه که ایراد شد.
در واقع از یک طرف مسئله آزمون و اختبار جهت احراز رشد (آیه 6 سوره نساء) لازم دانسته شد، و از طرف دیگر بلوغ اماره رشد فرض شد، و تردیدی نیست که در حال حاضر لازم است اماره رشد بر اساس غلبه در نظر گرفته شود چرا که آزمون اختبار جهت احراز رشد مشکل است.
2) تفاسیر در جهت حل تعارض ماده 1210 و تبصره 2
متن ماده 1210 اصلاحی در مورد فرد صغیری که بالغ شده است اصل را بر رشد قرار داده به عبارتی بلوغ را ملازمه رشد قرار داده است. و عدم رشد و جنون را استثناء و خلاف اصل باید اثبات گردد و این ماده به طور مطلق امور مالی و غیر مالی فرد را در برگرفته، ولی در تبصره 2 ماده 1210 در خصوص اموال لازم دانسته است که باید رشد هم ثابت شده باشد که به زعم برخی از حقوقدانان اصل بر عدم رشد گذاشته شده لذا ماده و تبصره 2 تعارض داشته که در جهت حل تعارض تفاسیری ارائه شده است.
نکته قابل توجه این که، درست است که گفته میشود قانون گذار عمل لغو و کار غیر معقولی انجام نمیدهد و در مورد اجمال، ابهام و تعارض باید از علم تفسیر کمک گرفت و مسئله را حل کرد و از جمله فوائد علم تفسیر، این است ولی چرا باید در بحث راجع بر حجر و اهلیت که از اساسی ترین مباحث ق.م بوده و از طرفی قواعد مربوط به آن امری و مربوط نظم عمومی است و آن هم در یک ماده ابهام یا تعارض وجود داشته باشد. با وجود ایرادات و انتقادات وارد بر ماده 1210 اصلاحی، قانون گذار در سال 1370 می‏توانست وضعیت را روشن کند و رفع ابهام از مجریان از جمله قضات کند که دچار سلیقه شخص نشوند.
1-2) نظریه کمیسیون استفتائات شورای عالی قضایی و بررسی آن
نظرات کمیسیون استفتائات
کمیسیون مزبور در تاریخ 26/7/62 چنین اعلام نظر کرده که: «ماده 1210 ناظر به حکم حجر است در اموال وی تبصره 2 منضم به ماده ناظر است به اداره مال صغیر که در اختیار دیگری است که با احراز رشد پس از بلوغ به وی داده میشود و الا در اختیار وی باقی خواهند ماند.

در توضیح نظریه قبلی، نظریه دیگری از کمیسیون در تاریخ 18/12/62 ارائه شده است «… برابر ماده 1210 قانون مدنی اصل بر رشد دختر و پسر پس از رسیدن به سن بلوغ است مگر اینکه خلاف آن ثابت نشود، با وجود این، با توجه مدت 2 ماده مذکور، اموال دختر و پسری که به سن بلوغ رسیدهاند را نمیتوان به تصرف آنان و مگر رشدشان ثابت شده باشد»
در نظریه مورخ 8/2/63 چنین اعلام کرده است که «اصل ماده 1210 مربوط به اموالی است که در زمان بلوغ در تصرف صغیر است، نسبت به اموال مجرد بلوغ کافی برای رفع حجر و استقلال صغیر در تصرف است.
2-2) نظریه هیات عمومی دیوان عالی کشور
در مورد نصب قیم در خصوص افرادی که به سن بلوغ رسیدهاند ولی رشدشان احراز نشده است با استنباط از ماده 1210 قانون مدنی آراء متفاوتی صادر شده که برخی فرد بالغ را رشید فرض کرده و در مورد اداره دارائی او نیازی به نصب قیم ندیدهاند و برخی در امور مالی نیاز به اثبات رشد دانستهاند و اقدام به نصب قیم تا اثبات رشد کردهاند که در نهایت به خاطر ایجاد وحدت رویه، سله در هیات عمومی دیوان عالی

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید