دانلود پایان نامه

مراد از آن، انجام کارها به نحو بایسته و به موقع است، به گونه‏ای که انجام آن کار بهتر از آن ممکن نباشد و هیچ افراط و تفریطی در چگونگی انجام آن صورت نگرفته باشد.در باور همه اندیشمندان، مفهوم عدالت پایه اخلاقی ساختار اساسی جامعه را تشکیل می دهد.در این راستا عدالت اصلی‏ترین فضیلت و منبع و ریشهء همهء فضایل شناسایی شده است. به گونه ای که عدالت در یک کفه و دیگر فضیلت ها و ارزشها در کفه ی دیگر قرار دارند. نظر به اهمیت عدالت در سیر تطور وتکوین فکری بشری،این مفهوم بیشترین انعکاس و مساهمت را در روند حیات فکری و تطور اندیشه اندیشمندان وفلاسفه داشته است.برای نمونه تاریخ اندیشه سیاسی مغرب زمین گواهی می دهد که یکی از اشتغالات عمدهء فلسفه و فلاسفهء سیاسی در باختر زمین جستجوی‏ مبانی عدالت و قانون عادلانه در جامعه بوده است.در همین راستا،انعکاس چنین روندی را می توان درتاریخ و سیر فکری اندیشمندان سیاسی ایران واسلام نیز جستجو کرد.در بدایت امر آنچه از برایند انعکاس مفهوم عدالت در افق فکری اندیشمندان مغرب زمین وایران واسلام،قابل توجه ومطمح نظر آن است، این است که رعایت عدالت اصلی قابل توجه در ساختار های اجتماعی و مشخاً سیاسی است که آثار و نتایج فراوانی در پی دارد.یکی از مهمترین ومشخص ترین نتایج نظری وعملی چنین فراگردی، تداوم قدرت و اقتدار نظام سیاسی واجتماعی است که سازندگی و اصلاح جامعه را به همراه دارد و سبب انتظام امور مردم و آحاد جامعه می گردد.طبیعی که فقدان آن همراه با آثار سو خواهد بود، به گونه ای که ستم جای عدالت را بگیردوجامعه را در معرض تباهی، آوارگی در نهایت خشونت، قرار دهد.
انعکاس مفهوم عدالت در آبای فکری مغرب زمین

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مفهوم عدالت در اندیشه اصحاب فکر ونحله های اندیشه مغرب زمین انعکاس قابل ملاحظه ای داشته است.از مفهوم عدالت در فلسفهء سیاسی غرب برداشتهای عمومی شده است. این برداشت ها را می توان در گزاره های زیر تدون نمود:
1) به هرکس چیزی یکسان تعلّق گیرد؛2) به هرکس متناسب با شایستگیش چیزی‏ اختصاص یابد؛3) به هرکس متناسب با کارکرد و تولیداتش‏ چیزی اختصاص یابد؛4) به هرکس متناسب با نیازهایش چیزی تعلّق‏ گیرد؛5)به هرکس متناسب با رده و طبقه اش چیزی‏ تعلّق گیرد؛6)به هرکس متناسب با آنچه قانون برای وی‏ در نظر گرفته چیزی اختصاص یابد.(شفیعی،1384: 2) در این میان،نوع قرائت فلاسفه ونحله های تاثیر گذار بر مفهوم عدالت از جمله افلاطون،ارسطو،مکتب اصالت فایده،نظریه کانتی عدالت، نظریه ی قراردادی عدالت،نظریه مارکسیستی عدالت ونظریه عدالت جان رالز، قابل توجه است که به تفکیک ،تشریح و ارزیابی می گردد.

1-1- عدالت در اندیشۀ افلاطون
افلاطون، عدالت را حد وسط نقطه تعادل سه قوۀ خرد، اراده و شهوت در انسان می داند. وی معتقد است عدالت، هنگامی حاصل می شود که هر سه قوه، هماهنگ با هم، افعال خود را انجام دهند و در کار یکدیگر مداخله نکنند.بنابراین عدالت به معنای وجود هماهنگی بین سه جزء نفسانی، خواهد بود.چنین برداشت می شود که افلاطون برای عدل، جایگاه فراتری نسبت به سه قوۀ دیگر نفسی، قائل می شود و آن، جایگاهی برای هماهنگی بین قوای سه گانه است؛ چه بسا هر کدام به طور مستقل، خوب عمل می کنند ولی در مجموع باید قاعدۀ دیگری باشد که بتواند آن ها را با هم، هماهنگ نموده، فضیلت بالاتری را ایجاد نماید.(عنایت،1379: 72)
به باور افلاطون عدالت،شرط وجود همۀ فضایل دیگر است؛ چون سبب می شود که فضایل دیگر، توان پیدایش را در جامعه به دست آورند. طبق دیدگاه افلاطون، عدالت حسن نیست بلکه از ضروریات است. هیچکس از روی میل، عدالت را پیشۀ خود قرار نمی دهد؛ بلکه عدالت ورزی به علت اضطرار است و اشخاص، عدالت را بنفسه حسن نمی دانند؛ زیرا هر وقت بتوانند ظلم کنند باکی از آن ندارند. عدالت یکی از چهار صفاتی است که برای زمامدار در نظر می گیرد. این صفت زمامدار را وا می دارد که ، کار مخصوص خود را خوب انجام دهد. از نظر افلاطون، عدالت، هماهنگی درونی نفس انسان است و مربوط به اعمال ظاهری انسان نیست؛ بلکه مربوط به باطن یا ذات و صفات حقیقی اوست.(فاستر،1383: 40)

مطلب مرتبط :   خرید و دانلود پایان نامه ارزیابی عملکرد

1-2 – عدالت در اندیشۀ ارسطو
از نظر ارسطو، عدالت حد وسط بین افراط و تفریط است.وی بر مبنای قوای نفسی که افلاطون از آن یاد می کرد، بحث نمی کند.وی افراط و تفریط در امور را بر خلاف عقل می دانست؛ و از این رو آن رویکرد ها را نوعی رذیلت می دانست.ارسطو معتقد است در بین تمام فضایل، عدالت یگانه فضیلتی است که برای دیگران نیک است؛ زیرا با دیگران ارتباط دارد و برایشان سودمند است. پس عدالت بر ویژگی اجتماعی دلالت می کند که فضایل در آن مستقرند.(عنایت،1379: 112)

نگاه به عدالت اجتماعی به مثابۀ شایستگی و لیاقت را نیز می توان در برداشت ارسطو، ملاحظه نمود.مفهوم عدالت اجتماعی در دستگاه فکری ارسطو به مفهوم توزیع امکانات و مناصب بر اساس شایستگی و لیاقت هاست. وی هم در توزیع امکانات مادی، شایستگی های افراد را در نظر دارد و از این رو قائل به عدالت توزیعی نیز می باشد..در واقع ارسطو به لحاظ اقتصادی و سیاسی به نوعی شایسته سالاری باور دارد وبر این باور است که کسی که قانون را نقض می کند، ظالم، و آن کسی که رعایت قانون را می کند، عادل است. پس روشن می شود تمام اعمالی که قانون آن ها را مجاز می داند، به اعتباری، عدالت آمیز است.(همان) .

ارسطو عدل را بر دو قسم، تقسیم می کند:
1) عدالت توزیعی: توزیع و تقسیم دارایی ها و ثروت، حقوق، مزایا و امتیازات اجتماعی در میان افراد جامعه؛ به عبارت دیگر توزیع شرف یا ثروتی که در میان اعضای جامعه به حیث نصیبه ها قسمت شده است.
2) عدالت اصلاحی: این عدل در معاملات خصوصی اعم از ارادی یا غیر ارادی، پیش می آید. این شق از عدل، صفت خاصی دارد که آن را از عدل توزیعی متمایز می سازد. در واقع عدالت توزیعی در اموالی که متعلق به جمع است، اعمال می شود؛ زیرا اگر توزیع در اموال عمومی صورت گیرد، بر حسب همان تناسبی خواهد بود که در روابط متقابل اعضای اجتماع رعایت می‌شود و بی عدالتی ای که با این وجه عدل مغایر است، خارج از این تناسب خواهد بود.(همان: 115)
قانون جز به کیفیت مشخص تقصیری که انجام شده، به چیز دیگری التفات ندارد و نسبت به طرفین،مساوات را رعایت می کند. قانون تنها به این توجه دارد که چه کسی مرتکب بی عدالتی شده و به چه کسی ظلم وارد شده است و چه کسی موجب خسارت شده و چه کسی بر او خسارت وارد آمده است. بنابراین ارسطو عدالت را فضیلت اخلاقی ای می داند که نباید از حد وسط، خارج شود.(برسفورد فاستر،1383: 282)
1-3- عدالت در نزد اصالت فایده‏
مهمترین مساهمت فکری مکتب اصالت فایده‏گرایی به حدّاکثر رساندن منفعت‏ است،هرچند این مجموعهء رضامندی، بر تناسبی‏ عادلانه استوار نگردد.نکتهء قابل‏توجّه این‏ است که بی‏عدالتی فایده‏گرایی منحصر به جنبهء اجتماعی و اقتصادی عدالت نمی‏گردد، بلکه‏ حصول بالاترین درجه ی مطلوبیت به قیمت اعمال‏ سلطه و اجبار،نقض حریم آزادی و عدالت سیاسی‏ تمام می‏شود و بدین‏ترتیب حق در پیش پای خیر، فایده‏قربانی می‏گردد.اصحاب اصالت فایده عدالت را در چیزی‏ جستجو می‏کردند که به نظر آنها خیر و صلاح عامّه‏ را پیش ببرد.به عبارت دیگر،معیار عدالت شادی‏ است،زیرا هرکس می‏داند شادی چیست.(تامس جونز،1383: 1077)
بدین لحاظ اندیشمندانی مانند هیوم(1776-1711 م)،فایده ی همگانی را یگانه‏ منشأ عدل می‏دانند.او عدالت‏خواهی را تا مرز فایده‏گرایی محض پائین آورد.از گفته‏های اوست‏ که فواید عدالت طبیعی نیست؛ساختگی است، نه بدین‏معنی که پایه ی درستی ندارد، چرا که آن قواعد برحسب ذات خود مفید است.(پولادی،1382: 85)
1-4- نظریه کانتی عدالت
کانت از سرسخت‏ترین منتقدان فایده‏گرایی‏ است و این مرام را در تضاد و مغایربا حرمت و کرامت ذاتی‏ انسان می‏داند. دستگاه فکری وفلسفی کانت، عدالت را با انصاف و بیطرفی مرتبط می‏سازد. کانت بر آن بود که همه ی مفاهیم اخلاقی مبتنی بر مقولات عقلی‏ پیشینی هستند.انسان موجودی آزاد است که‏ اعمالش به وسیلهء اهدافی که آزادانه انتخاب می‏کند تعیین می‏شوند؛بنابراین قانون عادلانه در شرایطی‏ تحقّق می‏یابد که همه ی اعضای جامعه واجد حداکثر آزادی از انقیاد به اراده ی خودسرانه ی دیگران‏ باشند.(پولادی،1382: 129)

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق درمورد قانون جدید آیین دادرسی

در نگاه کانت عدالت بر اساس منویات و طبق اصل اعمال هرکس‏ که خواهان آن است،تعریف می گردد به شرطی که اجرای آن، برای همه ی انسانها الزام‏آور باشد.به عبارت دیگر،عدالت در نزد کانت عبارت از حفظ کرامت انسان،حال آنکه‏ دیگر آبای فلسفی عصر روشنگری اندیشه ورای دستگاه فلسفی کانت در باب مفهوم عدالت اقامه کرده اند برای نمونه هگل معتقد است که هر آنچه را که دولت بگوید و بپسندد،عین‏ حقّ و عدالت است.(کانت،1369: 60)

1-5- نظریه ی قراردادی عدالت

این نظریّه مأخوذ از نظریّهء قرارداد اجتماعی‏ اندیشمندانی مانند هابز،روسو،و جان لاک است. در اندیشهء قرارداد افراد توافق می‏نمایند که منافع‏ خودشان را چگونه پیگیری کنند و وقتی همگان‏ براساس توافق منافع خود را پیگیری کردند،عمل‏ آنها عادلانه خواهد بود.به عنوان نمونه ژان ژاک روسو (1778-1712 م)هم‏سخن با لاک،انسان ابتدایی را در وضع سعادت‏آمیزی تصوّر می‏کند که برخوردار از عدالت،آزادی و امنیّت کامل است امّا پیدایش‏ مالکیّت خصوصی عدالت موجود در وضع طبیعی‏ را با تهدیدی جدید مواجه ساخت.انسان نجیب‏ وضع طبیعی،مغرور و تسلّط طلب شد.آزادی‏ طبیعی از بین رفت و بی‏عدالتی ها و نابرابری رواج‏ یافت.بنابراین مردم برای صیانت و امنیّت خودشان‏ به قرارداد اجتماعی پناه بردند.براساس این پیمان‏ افراد تحت هدایت عالی ارادهء عمومی قرار می‏گیرند و هرعضو، بخشی جدایی‏ناپذیر از کل‏ می‏شود و بدین‏ترتیب با اصلاح انحرافی که در طبیعت پدید آمده است عدالت موجود در وضع‏ طبیعی اعاده می‏گردد.(تامس جونز،1383: 881)

1-6- نظریه ی مارکسیستی عدالت
از دیدگاه کارل مارکس(1883-1818 م)، دگرگون شدن بنیادی جامعه ی سرمایه‏داری به جامعه ی سوسیالیستی،مستلزم لغو مالکیّت خصوصی‏ بر وسایل تولیدی و اعمال کنترل تولیدکنندگان متّحد بر آنهاست. در دستگاه فکری مارکس،تولیدیک عمل اجتماعی است زیرا توسّط همه ی افراد صورت می‏گیرد، امّا اگر نهادهای‏ تولید جنبه ی فردی و ضد اجتماعی داشته باشند، تولید نمی‏تواند به شیوه‏ای عقلانی صورت پذیرد. از نظر مارکس نظم و نسق دادن به فرایند تولیدی در چارچوب نهاد مالکیّت اشتراکی منابع تولید براساس “اصل از هرکس به قدر توانش و به هرکس‏ به اندازهء نیازش”، صورت می‏پذیرد.از نظر مارکس،انقلاب سوسیالیستی در نهایت‏ به یک جامعه ی بی‏طبقه موجودیّت می‏بخشند.به استثنای‏ کمونیسم اوّلیه،این‏ نخستین جامعه‏ای خواهد بودکه در آن مالکیّت خصوصی بر وسایل تولید وجود نخواهد داشت.جنبش انقلابی‏ با آزاد کردن طبقه ی کارگر رفته‏رفته شعاع و کارکردهای دولت را محدود می‏سازد و به سوی‏ از میان بردن دولت گرایش می‏یابد.بدین‏ترتیب‏ با از میان رفتن مالکیّت خصوصی و دولت موانع‏ تحقّق عدالت برطرف می‏گردد.( احمدی:1379: 607)
1-7- نظریه ی عدالت جان رالز
در بین نظریه‏های پیرامون عدالت در قرن بیستم،‏ نظریه ی عدالت جان رالز از اهمیّت قابل ملاحظه ای در افق اندیشه سیاسی فلاسفه قرن بیستم بر خوردار است.بدون تردید رالز را مهمترین فیلسوف سیاسی قرن بیستم دانست که نظریه عدالت خود را تحت تأثیر سنّت کانت در کتاب«نظریه‏ای در باب‏ عدالت»(1971 م)مدوّن نموده است.رالز در این کتاب تلاش‏ فراوانی برای همساز کردن اندیشهء عدالت و آزادی‏ آغاز می‏کند و با الهام گرفتن از اندیشه‏های کانت‏ اخلاقیّات را در دل لیبرالیسم جای می‏دهد. مخالفت با برداشت ابزارگرایانه وفایده گرایانه هابز و هیوم در

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید