دانلود پایان نامه

1-6- تعاریف عملیاتی و مفهومی متغیرها
1-6-1- تعاریف مفهومی متغیرها
رضایتمندی زناشویی : احساسات عینی از خشنودی ، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن یا مرد موقعی که تمام جنبه های ازدواجشان را در نظر می گیرند ( سلیمانیان ، 1376 ) .
خانواده درمانی شناختی- رفتاری : برگزاری کلاسهای آموزش خانواده ، تغییر برنامه ریزی شده ای است که هدف از آن نزدیک کردن روش های آموزشی به زن و مرد و در نهایت تغییر در رفتارهای آنان می باشد .
1-6-2- تعاریف عملیاتی
1- رضایتمندی زناشویی : منظور از رضایتمندی زناشویی در تحقیق حاضر ، نمره ایست که آزمودنی از پرسشنامه 47 سؤالی رضایت زناشویی انریچ کسب می کنند که حداقل نمره ی فرد 47 و حداکثر 235 می باشد .
2- خانواده درمانی شناختی- رفتاری : در خانواده درمانی مبتنی بر رویکرد شناختی- رفتاری بسیاری از راهبردهای شناختی- رفتاری به کار برده می شوند و اساساً بر دو مورد تاکید می گردد :
1- تبیین انتظارات اعضای خانواده از یکدیگر و چگونگی تاثیر آنها بر تعامل بین اعضای خانواده
2- بهره گیری از روش هایی که موجب افزایش توانایی های افراد خانواده برای انطباق با بحران ها ، تغییرات و وقایع غیر منتظره می شود .
در پژوهش حاضر خانواده درمانی شناختی- رفتاری با بهره گرفتن از آموزش فنونی نظیر مهارتهای برقراری ارتباط ، حل مسئله ، مقابله کارآمد ، تنش زدایی ، مثبت نگری و بازسازی شناختی به افراد خانواده در 5 جلسه خانواده درمانی توسط محقق صورت گرفته است .

فصل دوم
پیشینه تحقیق

2-1- مقدمه
این فصل در دو بخش تنظیم شده است بخش اول مبانی نظری پژوهش که شامل مبانی نظری رضایت زناشویی ، خانواده درمانی و دیدگاه روانشناسان درمورد رضایتمندی زناشویی پرداخته و بخش دوم در دو قسمت پژوهشهای انجام شده در داخل و خارج از کشور ارائه شده است.
2-2- مبانی نظری رضایت زناشویی
رضایتمندی زناشویی یعنی احساسات عینی از خشنودی ، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن یا مرد موقعی که تمام جنبه های ازدواجشان را در نظر می گیرند ( سلیمانیان ، 1376 ) .
رویکرد رفتاری به مشکلات زناشویی ، تعاملات منفی و نارسایی ارتباطی را موجب اختلافات و ناسازگاری های زناشویی می داند . رفتارها و تعاملهای هر یک از زوجین ممکن است تحت تاثیر پاسخهای دیگری استمرار یافته یا پایان پذیرد . این تعاملها به هنگام مواجه شدن با پاسخ مطلوب و یا حذف تقاضاهای نامطلوب به صورت مثبت یا منفی تقویت می شوند . رسالت اصلی زوج درمان گر کمک به زوجین برای یافتن شیوه های مطلوبتر تعامل است . در این رویکرد بر جنبه های عملی رابطه مانند مشارکت و تقسیم حقوق و وظایف ، توانایی گفتگوی دو جانبه ، برقراری ارتباطات شفاف و کفایت و قابلیت پیش بردن و هدایت رابطه تاکید می شود . ( کرو و ریدلی 1990 ) .
افزایش رفتارهای مثبت و خوشایند ، بهبود ارتباط ، ایجاد مهارت حل مساله و حرکت در جهت حل مسایل جنسی ، ایجاد تغییر در الگوهای زیان بخش یا مخدوش فکری که ممکن است زوج داشته باشند ، پیدا کردن راههایی برای جلوگیری از تشدید تعارضهای تخریبی و کوشش برای تغییر الگوهای وسیعتر رفتاری که به اختلاف زناشویی منجر می شوند ، از جمله اهداف مداخله های رفتاری است ( هاوتون و همکاران ، ترجمه قاسم زاده ، 1376 ) .
رویکرد شناختی به مشکلات زناشویی ، ادراک تحریف شده و تفکر غیر منطقی را علت اصلی ایجاد اختلاف و مشکلات زوجها می داند . بر اساس مدلهای شناختی طرحواره ها یا آنچه که باورهای کلیدی خانواده است ، در ایجاد مسایل و مشکلات نقش دارند . فرض بر این است که هر یک از زوجین باورهای اصلی ( طرحواره های ارتباطی ) درباره خود و روابط صمیمی دارند که با خود به رابطه زناشویی می آورند . طرحواره ها شامل فرضیاتی است درباره همسر و رابطه زناشویی آن گونه که هستند و معیارهایی درباره اینکه چگونه باید باشند ( اپستین و باکوم ، 1999 ) .
رضایت زناشویی به معنای عمل‌کرد و رفتار متناسب زوجین براساس وظایف سنتی و عرفی و قانونی تعیین شده برای هر کدام از آنان در قالب قانون خانواده و خرده فرهنگ است این تناسب عمل‌کرد می‌تواند در جنبه‌‌های رفتاری، شناختی و عاطفی مطرح شود مهمترین نظریه‌ای که در مورد سازگاری زوجی وجود دارد، نظریه روان‌کاوی فیربیرن (1964- 1889) است این نظریه که به «ارتباط موضوعی» مشهور است، با نظریه فروید متفاوت است. فیربیرن (1952) معتقد است که چیزی به عنوان نهاد وجود ندارد تنها چیزی که هست «من» مرکزی است که در هنگام تولد ظاهر می‌شود «من» دارای منبع انرژی است، به علاوه به عقیده وی انگیزش اساسی انسان در جهت کاهش اضطراب، تنش و جستجوی لذت و خوشی نیست بلکه انگیزش اولیه رفتار (جستجوی اشیاء) است. فیربیرن معتقد است که رشد شخصیت به وسیله مراحل متمایز از وابستگی، یعنی بوسیله مرحله انتقالی به وابستگی کامل می‌رسد، منظور او از وابستگی بزرگسالی این است که فرد قابلیت دارد خود را بعنوان یک فرد متمایز از دیگران دریابد به عبارت دیگر فردی که بتواند به روابط مسالمت آمیز با سایر افراد دست‌یابد؛ وی نیز می‌خواست مانند سایر روانکاوان نحوه‌ی پیدایش و ایجاد اختلافات روانی را تبیین کند او هم مثل دیگران به وجود یک تعارض اعتقاد داشت اما معتقد بود که این تعارض ربطی به نهاد ندارد بلکه این تعارض به تجربه‌‌های ناهماهنگ فرد با اشیاء مربوط است (خدا رحیمی‌و همکاران، 1377: 180).
اما ازدواج که یک رابطه جامعه‌زاد است در گسترده‌ترین سطح انبساط دو شخص است (با من‌‌های مرکزی آنها) که هر کدام نقش‌‌های اجتماعی مشخصی را به سبکی ایفا می‌کنند. نه تنها نیاز‌های دیگری را به نحوی که او ادراک می‌کند برآورده می‌سازد بلکه به درجات مختلفی لوازم فرهنگی و اخلاقیات جامعه آنان را نیز ارضاء نماید ( مهدویان ، 1376 ).
ازدواج در سطح عمیق‌تر، گذر بین خرده هویت‌‌های پنهانی زوجین است که در ورای ریشه ظاهری برآورده می‌شود، لیکن طبق حقایق بالینی پس از یک فاصله زمانی معقول، ممکن است اهداف اجتماعی-زیستی در زوج و «من‌‌های» مرکزی آنها به وسیله فشار‌های فراتر از طاقت، بخش‌‌های پنهانی شخصیت آنان مورد تهدید قرار گیرد ( ساروخانی ، 1385 ) .
الگوهای متفاوتی از حل مساله در زمینه آموزش مهارتهای اجتماعی و ارتباط بین زن و شوهر وجود دارد. از جمله آنها برچند الگو در زیر اشاره می‌شود:
2-2-1- نظریه‌های خانواده درمانی
2-2-1-1- نظریه عاطفی ـ عقلانی
در مشاوره با زوجین، مشاوران با ناراحتیهای یک زوج و اثرات آن بر زوج دیگر مواجه هستند. به همین جهت، ناراحتی زن و شوهر اغلب به مراتب بزرگتر از حاصل جمع ناراحتیهای آن دو نفر است. بنابراین مشاوره عاطفی ـ عقلانی از یک دیدگاه تعاملی مبتنی بر سیستم محوری تبعیت می‌کند.
نظریه سیستمی بر این باور است که مشکلات فردی، حداقل بخشی از آن، در زمینه خانوادگی بروز می‌کند. درمان عاطفی ـ عقلانی نیز معتقد است که عواطف، رفتارها و باورهای شریک زندگی، یک رویداد فعال و موثر در مشکلات همسر است. در نتیجه هرگاه بخواهید ناراحتیهای رفتاری و عاطفی خود را کاهش دهید، می‌بایست نخست خود را تغییر دهید و سپس محیط نظام خانوادگی خود را از نو بازسازی کنید ( فینی ، 1994 ) .
نظریه عاطفی ـ عقلانی را می‌توان در قالب الگوی ABC تعریف کرد. بدین معنی که رویدادهای فعال‌کننده در زندگی افراد بویژه شکست و طردشدگی مانع رسیدن آنان به اهداف و آرزوهایشان است (A). مشکلات عاطفی و رفتاری مانند اضطراب، اجتناب از شکست نتایج حاصل از وضعیت ایجاد شده قبلی هستند (C). در حالیکه مردم باور دارند که حوادث ناراحت‌کننده (A) موجبات ناراحتیهای خاصی را فراهم می‌سازد (C). لیکن براساس این نظریه نتایج و پیامدهای حاصل چیزی جز کارکرد باورهای انسان درباره حوادث نیست (B).
A حوادث فعال‌کننده مانند شکست، ناکامی، طردشدگی و …
B نظام باورهای فرد در رابطه با A
C پیامدهای رفتاری و عاطفی (نشانه‌های ناراحتی فرد)
در زندگی زناشویی ABC را می‌توان به دو گونه باورهای منطقی و غیرمنطقی و پیامدهای ناشی از هر یک از آنها تعبیر کرد.
A1 رویداد فعال‌کننده مانند «عدم تمکین زن»
B1 باور منطقی مانند « ای کاش او از من تمکین کند و زندگی را بر هر دویمان تلخ نکند تا خوشبختر از قبل با یکدیگر زندگی کنیم.»
C1 پیامدهای مناسب و مطلوب مانند «شوهر ناراحتی است لیکن عصبانی و یا مأیوس نیست بلکه سعی در ایجاد یک رابطه بهتر با همسرش دارد.»
A2 رویداد فعال‌کننده (عدم تمکین زن)
B2 باورهای غیرمنطقی مانند «او باید از من تمکین کند نمی‌توانم او را تحمل کنم او یک همسر نافرمان و شخصی بی‌ارزش است.»
C2 پیامدهای نامناسب و نامطلوب، «احساس عصبانیت و نومیدی در شوهر و قهر و قطع رابطه برای مدتی طولانی.»
همانطور که ملاحظه می‌شود پیامدهای یک رویداد توسط رفتار ایجاد نمی‌شود، بلکه سیستم باورهای فرد درباره آن رویداد است که پیامدها را بوجود می‌آورد. بنابراین در مشاوره با زن و شوهر به جای تغییر در رفتار آنان باید در سیستم تفکر و باورهای آنها تغییر ایجاد کرد. به همین دلیل نظریه عقلانی ـ عاطفی در مشاوره زوجین یک رویکرد سیستم محوری است که بر شناخت و تغییر باورهای غیرمنطقی زن و شوهر تاکید دارد ( فینی ، 1994 ) .
مشاور یا درمانگر خانواده به زن و شوهر آموزش می‌دهد تا سیستم باورهای خود را تغییر دهند تا در وضعیت آنان تغییرات مطلوب ایجاد شود.
بطور خلاصه اثر و جای پای راهبردهای شناختی را می‌توان در اشکال مختلف مشاوره با خانواده به منظور حداکثر کارایی در درمان مورد استفاده قرار داد. به عبارت دیگر درمانگران راهبردهای عقلانی ـ عاطفی را با چارچوبهای غیرشناختی خود درهم می‌آمیزند.
در مدل خانواده درمانی عاطفی ـ عقلانی شیوه کار نه تنها کاملاً شناختی است بلکه بطور باور نکردنی عاطفی و رفتاری است. این نظریه به رابطه نزدیک بین عوامل شناختی و عاطفی تکیه دارد. از تمامی فنون کلامی و غیرکلامی و عملیاتی بهره می‌جوید. (مامونی) معتقد است که تمامی عواطف و هیجانات شدید (قطع نظر از شدت آن) اثرات سازمان نیافته‌ای بر روی رفتار فرد دارند. در این شیوه درمانی به افراد کمک می‌شود به مراتب بیش از هنگامی که برای مشاوره آمده‌اند، احساس قدرت کنند. هدف تنها از بین بردن هیجانات مخرب نیست بلکه افزایش و فنی‌سازی احساس یکپارچگی و خودشکوفایی در افراد است ( مارکمن ، 1981 ) .
2-2-1-2- نظریه رفتار درمانی
رفتار درمانی از راهبردهای شناختی به منظور ایجاد تسهیل در تغییر رفتار بهره می‌گیرد. برای مثال: زن و شوهر وقت کمی را با یکدیگر صرف می‌کنند و در نتیجه از دید یک تحلیل‌گر رفتاری بین آنان تقویتهای اندکی (نسبت به یکدیگر) رد و بدل می‌شود کمتر از یکدیگر بعنوان منبع استفاده می‌کنند و آشکارا مستقل از همدیگر زندگی می‌نمایند ( مارکمن ، 1981 ) .
حال ببینیم درمانگر چگونه به آنان کمک می‌کند. به آنان توصیه می‌شود تا فعالیتهای لذت‌بخشی را در کنار یکدیگر انجام دهند و لحظات گرمتر را در ارتباطات بین خود بگنجانند. مشکل بین آنان ممکن است ناشی از این باشد که نمی‌توانند در یک چنین رابطه‌ای قرار بگیرند و یا برای اینکار لزومی نمی‌بینند. اینگونه باورها مانع می‌شود تا زن و شوهر از روش های رفتار درمانی بهره کافی بگیرند. باورهای غیرمنطقی و تمرینهای شناختی آنان مانع تغییر در وضعیت آنان است. این باورها به احساسات نامناسب و ناشادی می‌انجامد و بین آن دو فاصله ایجاد می‌کند.
بطور کلی رویکردهای رفتاری در خانواده بر اصول اصلی نظریه یادگیری استوار است. ماهیت درمان رفتاری عبارتست از اصلاح رویدادهای قبلی برای ایجاد تغییراتی در آن رفتارها. شیوه‌های رفتاری مناسبترین راه اصلاح تعاملات بین دو نفر است. به همین دلیل در خانواده درمانی که مشکلات عمدتاً ناشی از تعاملات رفتاری بین زن و شوهر و یا دیگر اعضای خانواده است کاربرد زیادی دارد. بنابراین معمولاً توجه به یک رفتار و یا نشانه رفتار باعث تقویت آن می‌گردد و نادیده گرفتن آن نشان، اغلب باعث کاهش و یا از بین رفتن آن رفتار خواهد شد. علاوه بر آن معطوف ساختن توجه فرد به رفتاری دیگر مثلاً موضوعی متفاوت از قبیل صحبت راجع به سایر افراد خانواده نیز می‌تواند به کاهش مشکل موجود بیانجامد. اقدامات رفتاری معمولاً به بازسازی خانواده کمک می‌کند، به این ترتیب که هنگامی که درمانگر اعضاء خانواده را در برخورد با یک مشکل خود کمک می‌کند، در حقیقت الگوی کاربرد سالم‌تر و راه‌کار کارآمدتری را برای رویارویی با سایر مشکلات به خانواده ارائه کرده است. بنابراین هنگامیکه خانواده‌ها طرح‌های رفتاری برای یک یا چند مشکل به کمک درمانگر خانواده فرا گرفتند، قادر خواهند بود بدون کمک درمانگر در رویارویی با سایر مشکلات خود در زندگی روشهایی را اتخاذ نمایند ( سایرس ، 2001 ) .

2-2-1-3- نظریه ارتباطات
فرایند ارتباط در خانواده یکی از زمینه‌های مورد علاقه مشاوران در خانواده درمانی است. نویسندگانی چون پاول، ژانت بوئن و جکسون ارتباط انسانی را در سه بعد تعریف کرده‌اند: ترکیب، معانی و اعمال ( موسوی ، 1379 ) .
ترکیب: مجموعه قراردادها و قوانین دستور زبان ماست که به منظور بیان معنی در ساختار قرار گرفتن واژه‌ها در جملات بکار می‌رود ( موسوی ، 1379 ) .
معانی: به معنی و مفهوم واژه‌ها مربوط می‌شود و به میزان و کیفیت زبان و کاربرد آن بستگی دارد. در بسیاری از خانواده‌ها در نظامهای ارتباطی آنان زبان خاصی به کار می‌رود که درک و شناخت آن برای مشاوره می‌تواند بسیار مفید باشد ( موسوی ، 1379 ) .
اعمال: شامل رفتارهای کلامی و غیرکلامی و مطالعه اثرات رفتاری ارتباط است ( موسوی ، 1379 ) .
ویژگیهای ارتباط
متخصصان خانواده درمانی، اصول حاکم بر خصوصیات ارتباطی در خانواده را به شرح زیر بیان می‌دارند:
ـ هرگاه شخصی در حضور فرد دیگری قرار گیرد که عامل نوعی پیام است، از او رفتاری سر می‌زند و با طرف مقابل ارتباط برقرار می‌کند. ارتباط صرفاً صحبت کردن نیست بلکه شامل حرکات، ژستها، حالتها، لحن صدا و غیره نیز می‌باشد. بنابراین نداشتن ارتباط امکان‌پذیر نیست.
ـ ارتباط شامل هم «محتوی» و هم «کیفیت رابطه» است. به این ترتیب ارتباط منحصر به ارائه و انتقال اطلاعات به دیگران نیست، بلکه روابط موجود بین افراد را نیز در بر می‌گیرد.
ـ هرگونه ارتباط بین دو نفر و یا بین دو گروه ممکن است در درجات متفاوتی، قرینه‌ای (که طرفین در موقعیت مساوی هستند مانند زن و شوهر) و یا تکمیلی (که بر پایه عدم تساوی طرفین است مانند رابطه پزشک و بیمار) باشند.
بطور کلی براساس دیدگاه هیلی هرگاه شخصی پیامی را به دیگری منتقل کند در واقع به تعریف یک رابطه پرداخته است. در نتیجه ارتباط اعم از کلامی و غیرکلامی و محتوا و چگونگی رابطه است و درک عمیق ماهیت این ارتباط بویژه بین زن و شوهر راهگشای حل بسیاری از مشکلات بین آنهاست ( موسوی ، 1379 ) .
درمان شبکه‌ای
درمان شبکه‌ای عبارتست از گردهم آوردن تمامی اعضاء خانواده، دوستان و سایر افراد مهم که در حقیقت شبکه خانوادگی را تشکیل می‌دهند. این رویکرد را اسپک چنین توصیف می‌کند. حضور افراد مهم در زندگی فرد یا زن و شوهر این مزیت را دارد که به دلیل حضور همگی نمی توان گناه را به گردن اعضاء غایب خانواده انداخت. ناگفته پیداست که اینکار یعنی گردهم آوردن حدود سی‌نفر از شبکه یک خانواده برای بررسی مشکل و ارائه راه‌حل و درمان چندان سهل نمی‌باشد. هر چند که حضور این افراد به فرایند کارآمدتری درمان می‌انجامد ( بشارت ، 1380 ) .
درمان شبکه‌ای وسیله ای پویا جهت کنترل مشکلات در نظامهای خارج از خانواده درمانی که به مرزهای خانواده هسته‌ای ختم می‌شود (مینوچین) در شرح رویکرد ساختاری خود اظهار می‌دارد که درمانگر باید محیط زندگی خانواده را بررسی کند و منابع حمایت و استرس را در محیط خانواده تحلیل نماید.» بدون تردید مرزهای خانواده نمی‌تواند نفوذناپذیر باشد و طبیعی است که آنچه خارج از آن اتفاق می‌افتد در کارکرد خانواده اثر می‌گذارد خواه به بهبود و تسهیل و یا به تخریب آن بیانجامد ( رضازاده ، 1381 ) .
تعریف رضایت :
رضایت حالت هیجانی است که بارسیدن به یک هدف پدید می‌آید(ذوالفقار‌،1380، ص 63).
پار سونز، رضایت را به عنوان حالت درونی در مقابل خوشایندی که حالت ظاهری دارد مطرح می‌کند ( رضازاده ، 1381 ) .
شعاری‌نژاد 1343 می‌گوید : رضامندی به آن حالت موجود زنده گفته می‌شود که تمایلات محرک وی به هدف خود رسیده‌اند. احساسی که شخص هنگام رسیدن به آرزوهایش پیدا می‌کند (رضازاده ، 1381) .
دایره‌المعارف فلسفه و روان‌شناسی رضایت را اینگونه تعریف می‌کند: رضایت خوشایندی بر‌آمده از آگاهی به یک وضعیت راحت است که معمولا با ارضای بعضی تمایلات خاص پیوند خورده‌است . از آنجائیکه رضایت همراه خوشایندی است ، لذا خوشایندی ممکن است به رضایت تبدیل شود . افراد رضایت را در فکر کردن به وضعیتی که در وهله اول از خوشایندی برای آنها حاصل می‌شود به دست می‌آورند (رضازاده ، 1381) .
تعریف رضایتمندی زناشویی
وینچ ودیگران 1974معتقدند که رضایت زناشوئی ،انطباق بین وضعیتی که وجود دارد و وضعیتی که مورد انتظار است می‌باشد (ذوالفقار ، 1380 ، ص64).
یکی از عوامل مهم در هر رابطه زناشویی رضایت خاطری است که زن و شوهر از آن احساس می‌کنند. میزان رضایت خاطر شما از رابطه زناشویی روی ارسال و دریافت پیام تاثیر می‌گذارد . شوهری که از ازدواج خود ناراضی است به حوادث منفی زندگی توجه می‌کند و از پیام همسرش برداشت منفی می کند . در حالی که شوهر راضی از ازدواج برداشتهایش مثبت است (قراچه داغی ، 1379، ص83).
سه نوع اندیشه‌ای که در روابط صمیمانه از اهمیت فراوان برخوردارند انتظارات از رابطه زناشویی یا معیارها، باورهای مربوط به روابط زناشویی و تبیین رفتار همسر هستند(قراچه‌داغی ، 1379، ص85).
ازدواج
رسول اکرم (ص) فرمودند: بعد از اسلام که بالاترین نعمتهاست ، همسر خوب و شایسته بزرگترین نعمت زندگی است.
فوائد ازدواج
انتخاب و ازدواج با همسری مناسب یکی از عوامل مهم و مؤثر جهت رسیدن به خوشبختی است(نوروزی،1372، ص 44).
از فوائد ازدواج می‌توان کسب استقلال،انس و آرامش ،حفظ عفت و مصونیت از گناه ،آرامش و تعادل اعصاب ، تولید و تکثیر نسل، تعاون در اطاعت و نیل به ثواب ، سلامت و امنیت اجتماعی را نام برد(نوروزی،1372، ص 45).
غزالی دانشمند بزرگ اسلامی ،در نکاح پنج قائده مستتر می‌باشد. اولاد،کم کردن شهوت،تدبیر منزل که مربوط به زنان است،کثرت تعداد خانواده سببی و نسبی(نوروزی،1372، ص 45).
در مورد ازدواج و گزینش همسر ثابت شده است که افرادی که ازدواج کرده و در این امر موفق بوده‌اند کمتر دچار بیماری روانی می‌گردند و شاید این به دلیل رضایت از زندگی ، احساس مسئولیت و ارضای جنسی است . عدم توجه به ازدواج بخصوص در سنین بالا ممکنست معلول نارسایی شخصیت ، ترس از تعهد مسئولیت و به هر حال یک نقطه ضعف در رشد روانی فرد محسوب گردد، از طرف دیگر اینگونه افراد بعلت اینکه از ثمرات یک زندگی رضایت بخش ، ایمن و سرگرم کننده برخوردار نیستند همیشه بلاتکلیف و سرگردان زندگی کرده و اکثرا با توسل به لذت طلبیهای بدلی بدنبال تکیه‌گاه های غیر حقیقی می‌گردند و دچار فشار روانی می‌شوند . برای اینکه ازدواج موفقیت آمیز باشد توافق زن و مرد در درجه اول و خانواده‌های آنها در درجه دوم شرط اساسی است و برای رسیدن به این توافق از خود گذشتگی ، تحمل بردباری ،اطلاعات درمورد تکالیف ،سلامتی جسمانی و روانی یکدیگر ،میزان درآمد شوهر ، طرح ریزی و توافق ، بررسی معیارها و برنامه‌های کلی آینده و وظایف زندگی زناشویی، احساس مسئولیت ، انگیزه برای ازدواج و انعطاف پذیری فراوان لازم است (میلانی فر ،1374،ص 124).
آلفرد آدلر بهداشت روانی یا بعبارت دیگر بهزیستی استوار و شادکامی را در سه جمله خلاصه می‌کند. 1- همسازی در زناشویی و کانون خانواده ، 2- همسازی با کار و حرفه و بالاخره 3- همسازی با دیگران (میلانی فر ،1374،ص 125).
پختگی روانی و رشد عاطفی فکری طرفین
درجه رشد عاطفی و فکری فقط بستگی به سن ندارد از آنجایی که رشد عاطفی فکری با رشد هوشی رابطه مستقیم دارد لذا اختلاف زیاد بین هوش و معلومات زن و مرد ممکنست سبب بروز اختلافات زناشویی شود. تحقیقات نشان می‌دهد که مردان بیشتر مایلند بـا زنانی که‎ کم هوش تر از خودشان و از نظر تحصیل مدرک تحصیلی کمتری دارند ازدواج کنند . رشد اجتماعی با رشد فکری عاطفی رابطه دارد چون فردی که از نظر اجتماعی رشد کرده طرز سازش و همکاری را با افراد بهتر می‌داند و به محدودیتهای خود واقف است ، انتظارات اجتماعی را درک می‌کند و از بحرانهای دائمی زندگی جلوگیری می‌کند. بعبارت دیگر پختگی روانی و رشد اجتماعی ، عاطفی باعث می‌شود که همسران معایب یکدیگر را بپذیرند ، نقایص یکدیگر را به رخ هم نکشند و در حالات مختلف انعطاف‌پذیری داشته و واکنش مناسب نشان دهند(میلانی‌فر ، 1374 ،ص 125).
مهمترین عامل موفقیت در زندگی زناشویی، رشد عاطفی وفکری است شخصی که از لحاظ عاطفی و فکری رشد کرده ، در مورد اعضای خانواده و مشکلات زندگی نظر واقع بینانه‌ای دارد و دارای فلسفه زندگی معینی است که براساس آن می‌تواند از بحرانهای دائمی زندگی جلوگیری کند . رشد احتماعی نیز رابطه نزدیکی با رشد عاطفی و فکری دارد ، زیرا کسی که از لحاظ اجتماعی رشد کرده ، روابط اجتماعی را بهتر درک می‌کند و می‌داند چگونه با دیگران سازش کند(ذوالفقار ،1380، ص 65).
طرز تفکر و عقاید و تمایلات
ثابت شده‌است که توافقهای زیاد قبل از ازدواج روابط بعد از ازدواج را نیز محکمتر کرده و معنی و مفهوم بهتر به زندگی زناشویی می‌دهد.البته زن و شوهر در همه موارد با یکدیگر توافق کامل نمی‌توانند داشته باشند ولی برای اینکه خانواده سعادتمند و مستحکم شود توافق کلی در بیشترقسمتهای زندگی لازم و ضروری است (میلانی فر ، 1374،ص 126).
داشتن توافق نسبت به موضوعات مهم زندگی یکی از مسائلی است که در موفقیت و رضامندی زندگی زناشویی نقش دارد ، علایق شامل فعالیتهای متعدد روزانه از قبیل رفتن به سینما،تاتر،کنسرت، گوش‌دادن به رادیو ، خواندن کتاب ، رفتن به میهمانی و امثال آن می‌گردد. البته نباید انتظار داشت که زن و شوهر در همه این علایق با یکدیگر توافق داشته باشند ولی برای سعادت خانواده توافق کلی در قسمت عمده‌ای از این علایق ضرورت دارد. طرز تفکر ، موضوع بسیار مهمی است زیرا براساس آن فلسفه زندگی هر فردی ریخته می‌شود(ذوالفقار، 1380، ص 70).
عقاید مذهبی
ثابت شده‌است اعتقادات و نگرشهای زن و مرد اکثرا پس از ازدواج ادامه می‌یابد و حتی اگر زن و شوهر از یک مذهب ولی دارای اعتقادات و دید فلسفی متفاوت نسبت به اصول و موازین مذهبی خود باشند ، مثلا یکی از آنها متعصب و به اصطلاح معتقد به اصول و فروع دین بوده و دیگری بی‌اعتقاد به موازین فوق باشد بازهم منجر به اختلافات عدیده شده و مسائل زندگی را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد(میلانی‌فر ، 1374، ص 127).
اختلافات طبقاتی
یکی از عوامل بسیار مهم در امر ازدواج ،اختلافات طبقاتی وخانوادگی است . در یک ازدواج مطلوب همیشه باید تشابه طبقاتی تا آنجا که امکان دارد و جود داشته باشد . تجربه ثابت کرده‌است زنان به امتیازات شوهر دیگران نظیر ثروت ،مقام اجتماعی ، تحصیلات عالی رشک می‌برند.بنابراین اگر زنی با افرادی درمعاشرت باشدکه ازنظروضع زندگی هماهنگی ندارند ممکن است در سعادت زندگی اختلال وارد کند . البته ممکنست زن و شوهری با اختلافات طبقاتی زیاد زندگی زناشویی راحتی داشته باشند ولی از آنجائیکه تدریجا زن و شوهر از تفاوتهای بین خود آگاه می‌شوند ممکنست این تفاوتها باعث اختلاف شود(میلانی فر ، 1374 ، ص 127).
میزان تحصیلات
کارلسون 1963 می‌گوید «میان تعادل سطح تحصیلات زن و شوهر و خرسندی زناشویی وجه مشترکی موجود نیست ». در صورتیکه هامیلتون 1929 برخلاف عقیده وی معتقد است، میان سعادت خانوادگی و همگونی تحصیلات همبستگی مثبتی وجود دارد و وجود یک موقعیت تحصیلی همسان یا دست کم همسنگ، خواهد توانست به ایجاد توافق میان زن و شوهر کمک کند. چه همگونی تحصیل خود مظهر تناسب جهان‌بینی است و همچنین در بسیاری از موارد تناسب اجتماعی و سنی نیز از آن بر‌می‌آید(ذوالفقار ، 1380 ، ص 65).
توافق و طرز فکر درباره امور جنسی
تحقیقات نشان می‌دهد که مسائل جنسی از لحاظ اهمیت در ردیف مسائل درجه اول یک زندگی زناشویی قرار دارند و سازگاری در روابط جنسی از مهمترین علل خوشبختی زندگی زناشویی است . بطوری که اگر این روابط ارضاء کننده و کامل نباشد منجر به ناراحتی شدید و اختلافات می‌شود . داشتن اطلاعات کافی در مورد امور جنسی بدون دغدغه و ترس ، از موضوعات اساسی ارضای تمایلات جنسی است و ازدواجهای صحیح و مطمئن باعث سازگاری جنسی بیشتری می‌شوند . نزدیکی یک تماس بدنی تنها و فقط بمنظور تولید مثل نیست بلکه وسیله تظاهرات صمیمانه عشقی و آرامش وارتباطی است که با احساس امنیت همراه با حس وابستگی به یکدیگر و ارضاء خاطر و غلبه بر تنهایی و جدایی است (میلانی فر ، 1374، ص 127).
روابط جنسی یکی از متغیرهای مهم در روابط زناشویی است . زیرا اگر این روابط قانع‌کننده نباشد منجر به احساس محرومیت ، ناکامی و عدم احساس ایمنی می‌گردد(ذوالفقار،1380، ص 67).
دراین زمینه تحقیقات زیادی صورت گرفته است . از جمله می‌توان به تحقیق اسمیت 1993 اشاره کرد که به بررسی نگرشهای جنسی ، جاذبه بین فردی و توافق زناشویی پرداخت و نشان داد که بین جاذبه جنسی و جسمی و رضایتمندی زناشویی رابطه معناداری وجود دارد(میلانی فر ، 1374، ص 127). درزندگی زناشویی اگریکی ازطرفیـن احتیاج شدیدی به رابطـه جنسی داشــته باشد ولــی طرف مقابل میل کمتری راحس کند،اشکالاتی ایجادمی‏شود.ولی اگراین اختلاف‎کم باشد باکمی صبر وحوصله ورعایت حال دیگری می‎توان رابطه جنسی لذت بخشی برقرار کرد(میلانی فر ، 1374، ص 128).
تولد فرزند
تغییراتی که به وسیله انتقال به دوره پدر و مادری در زندگی زناشویی به خصوص در زندگی زنان پدید می‌آید در خشنودی و لذت از زندگی زناشویی مؤثرند ، فلدمن 1971 در یک بررسی که روی زوجین بدون فرزند و زوجینی که دارای فرزند بودند انجام داد،آشکار کرد که رضایت زناشویی در همسرانی که به دوره پدر و مادری انتقال یافته‌اند،نسبت به دوره زندگی زناشویی قبلی کاهش یافته است . و همسران صاحب فرزند کودکان خود را عواملی تهدید کننده در ارتباط زناشویی می‌پنداشتند و از تغییراتی که در روابط شوهرانشان با آنها پدید آمده بود سخن می‌گفتند (ذوالفقار،1380، ص 66).
تعداد فرزندان
ویرجینیا ستیر 1370 معتقد است ، علاوه بر تولد فرزندان تعداد فرزندان نیز می‌توانددر روابط والدین با یکدیگر تاثیر بگذارد. هر چه تعداد فرزندان بیشتر باشد فشار بیشتری بر روابط زناشویی وارد می‌شود. هر بار که عضوی به خانواده اضافه می‌شود،وقت محدود شده و منابع دیگر خانواده باید به اجزای کوچکتر تقسیم شود،خانه بزرگتر و پول بیشتری باید فراهم کرد. نتیجه این می‌شود که فشارها آنچنان شدید می‌گردد که منجر به ضعیف شدن روابط زناشویی می‌گردد(بیرشک 1376) .
دخالت اطرافیان و بستگان
یکی از مهمترین عواملی که در بروز مشکلات زناشویی و طلاق اثر قاطعــی دارد مشــکلات مربوط به خویشاوندان زن وشوهر یا خانواده اصــلی آنـهاست. مشکل در اعمال نفـوذ یا دخالت خانواده اصلی در رابطه زناشویی ، فرزندان خود ، در تصاحب و تربیت فرزندان و نوادگان خویش است . دخالت یا اعمال نفوذ خانواده اصلی که غالبا به صورت پنهان و در پوششهای زیبا عرضه می‌شود،می‌تواند از زیر بناهای جدی تعارضات زناشویی از شروع تا پایان هر ازدواجی ‌باشد(ذوالفقار،1380، ص 67).
به نظر مینوچین1370 وظیفه‌ای که زن و شوهر با آن روبرو هستند،جداشدن از خانواده اصلی خود و تبادل نظر و توافق بر سر برقراری روابط متفاوتی با والدین ،خواهر و برادران خود ، و فامیل همسر است. هر یک از خانواده‌های اصلی باید با جدایی یا جدایی نسبی یکی از اعضای خود ، پذیرفتن یک عضو جدید، و درون سازی زیر مجموعه همسر در سیستم عملکرد خانواده، سازگاری پیدا کند . اگر ساختارهای دیرپای خانواده‌های اصلی تغییر نکند ، ممکن است فرآیند شکل‌گیری واحد جدید راتهدید کند(ثنایی،1380).
تفاوت سنی بین زن و شوهر
ساروخانی1370 به نقل از کارلسون می‌گوید: چون شیوه نگرش اشخاص در سنین مختلف فرق می‌کند و افرادی که دارای سنین متفاوتی هستند،در فرهنگ و اندیشه‌شان نیز تفاوت وجود دارد،لذا تفاوت وسیع سنی وجود تفاوتهای فرهنگی و جهان‌بینی را به همراه خواهد آورد و بر بقاء و سعادت زناشویی تاثیر خواهد گذارد.نویسنده در ادامه می‌افزاید:هر چند دانشمندان در پذیرش این که تفاوت وسیع سنی میان زن و شوهر عاملی زیانباردر سلامت خانواده می‌باشد، همداستان هستند ولی در مورد میزان تفاوت سنی هنجار جهانی در دست نیست. برنارد 1943 معتقداست بیشترین خرسندی برای زنان هنگامی حاصل می‌شود که با مردی ازدواج کنند که پنج تا شش سال سالمندتر از ایشان باشد و برای مردان همین خرسندی هنگامی به وجود می‌آید که میان صفر تا ده سال بزرگتر از همسرشان باشند(ذوالفقار، 1380، ص 68).
نیازهای احساسی زن و مرد
احساسی که یک زن از خود دارد با احساسات و کیفیت روابط او ارتباط دارد (قراچه داغی،1375، ص 23).
مردها بیشتر به اعتماد واطمینان ،پذیرش ،قدردانی،تحسین ، تصدیق نیاز دارند و زنها بیشتر به توجه ،درک کردن ،احترام ،صمیمیت ،تایید واعتبار واطمینان وقوت قلب نیاز دارند.(قراچه داغی،1375، ص 172).
چگونه می‌توان در زندگی خوشبخت بود
راز شیرینی زندگی خوشبختی است . آدمهای زیادی به دنبال خوشبختی هستند اما نمی‌دانند که خوشبختی همراه آنان است . برای یافتن خوشبختی انسان باید احساس کند که به او احتیاج دارند و ناراحتیهای انسانها نه در اثر بروز حوادث ، بلکه به خاطر افکار نامطلوبی است که نسبت به بروز این حوادث دارند( قراچه‌داغی ،1379، ص 207).
مطالعات ترمن نشان داده‌است که خوشبختی زیاد والدین زن و شوهر، خوشبختی دوران کودکی زن و مرد ، عدم تعارض ، دلبستگی به پدر و مادر ، انضباط صحیح و منطقی و تنبیه کم در خانواده ، صراحت والدین در مسائل مربوط به امور جنسی ، نگرش پیش از ازدواج به مسائل کلی زندگی نکات مهمی در خوشبختی و بقای زناشویی فرد است . وجود فرزند و حتی تعداد آن رابطه مستقیمی با ادامه زندگی زناشویی دارد و کودکان از جمله عناصر ثبات زندگی خانواده به شمار می‌آیند( میلانی فر، 1374 ،ص 128).
2-3- تحقیقات انجام شده در داخل کشور
در تحقیقی که توسط حافظ شعر باف ( 1382) صورت گرفت مشخص شد که بین زنان شاغل و خانه دار از نظر رضایتمندی زناشویی تفاوت معنا داری وجود ندارد.
جوادی ( 1385 ) طبق تحقیقاتی که از 50 نفر زن خانه دار و شاغل در محلات 4 و7 منطقه 4 شهر تهران با بهره گرفتن از پرسشنامه استاندارد انریچ درباره رضایت زناشویی زنان متاهل خانه دار و شاغل 30 الی 40 ساله بعمل آورد مشخص شد که بین رضایت زناشویی زنان خانه دار و شاغل تفاوت معنی داری وجود دارد و همچنین با 95% اطمینان می توان نتیجه گرفت که بین شغل و اوقات فراغت و رضایت زناشوئی افراد ارتباط معناداری وجود دارد ولی بین رابطه مدیریت مالی زنان و مدت ازدواج افراد رابطه معنی دار وجود ندارد.
بنی جمالی ، نفیسی و یزدی ( 1383 ) ، در پژوهشی با عنوان « ریشه یابی علل از هم پاشیدگی خانواده ها » نشان دادند ، فشار مالی تاثیر منفی بر روابط زن و شوهر بر جا نهاده ، از عوامل آشفتگی روابط مذکور است . همچنین بررسیها نشان داد والدین و اطرافیان زوجین در خانواده های ناموفق ، نقش آفرینان و سردی و جدایی آنها هستند .
حسینی ( 1379 ) ضمن پژوهشی تاثیر روان درمانی گروهی شناختی را بر روی رضامندی زنان متاهل بررسی نمود و به این نتیجه رسید که درمان شناختی رضامندی زناشویی را افزایش می دهد . آقامحمدی ( 1378 ) ، در طی پژوهش خود به این نتیجه رسید که مشاوره گروهی شناختی بر افزایش سازگاری نوجوانان تاثیر مثبت دارد .
رضا‌زاده (1381) در پژوهشی تحت عنوان”رابطه سبک‌های دلبستگی و مهارتهای ارتباطی با همسازی زناشویی در دانشجویان“ ،133 زوج دانشجوی متأهل ساکن در خوابگاههای دانشجویی را به روش تصادفی ساده انتخاب کرد. در این تحقیق از فرم تجدیدنظر شده پرسشنامه رضایت زناشویی اشنایدر استفاده شده است، همچنین برای سنجش مهارتهای ارتباطی نیز از پرسشنامه مهارتهای ارتباطی نوران و برای سنجش دلبستگی از مقیاس 13 جمله‌ای سیمپسون استفاده شده است. یافته‌های این پژوهش در گستره دلبستگی، همخوانی بین سبک‌های دلبستگی زوجین (با بهره گرفتن از آزمون مجذور کا) را تآیید می نماید. همچنین تفاوت همسازی زناشویی زوجهای دلبسته ایمن در مقایسه با زوجهای نا‌ایمن (با بهره گرفتن از آزمون t مستقل) در 3 مقیاس از مقیاسهای آزمون همسازی در سطح (01/0 < x) مشاهده شده است ولی در 9 مقیاس دیگر تفاوت بین دو گروه از لحاظ آماری معنی‌دار نبود. در نمره کل مقیاس‌ها، تفاوت همسازی زوجهای ایمن در مقایسه با ناایمن فقط در سطح (01/0 < x) معنی ‌دار بود. تفاوت همسازی در زوجین ناایمن و زوجهای مختلط (یکی ایمن و دیگر ناایمن) از نظر آماری معنی‌دار نبود.
سپاه منصور و مظاهری ( 1385 ) در پژوهشی تحت عنوان ” مقایسه مؤلفه های سبک های عشق بین افراد متأهل دارای رضایت و عدم رضایت زناشویی ” که بر روی 50 زوج مراجعه کننده به مراکز خدمات مشاوره ای انجام شد ، نشان دادند که افزایش صمیمیت و لذت در تعاملات زوجین می تواند موجب رضایت بیشتر از روابط زناشویی گردد و تعهد به تنهایی موجب بروز رضایت زناشویی نمی گردد .
کامکار و جباریان ( 1385) نیز در پژوهشی تحت عنوان ” بررسی تأثیر صمیمیت در اختلافات زناشویی ” که بر روی 30 زن متأهل که به قصد طلاق و جدایی به مراجع ذیربط مراجعه کرده بودند ، نشان داد که 57% اختلال در روابط زناشویی به دلیل اختلال در روابط عاطفی و صمیمی بین زوجین بوده است . همچنین در پژوهشی تحت عنوان ” پیش بینی کننده های سازگاری زناشویی زوج های جوان چهارسال پس از ازدواج ” که توسط مظاهری و همکاران به روش تحقیق طولی انجام شده است ، 230 زوج از زوج های شرکت کننده درجشن های ازدواج دانشجویی دانشگاه های شهر تهران به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در نخستین سال تحقیق ، کلیه زوج ها پیش از شروع زندگی مشترک خود به طور جداگانه به پرسشنامه های دلبستگی بزرگسالان ، سلامت عمومی و رویکرد نقش جنسی پاسخ دادند . چهار سال بعد در کنار اندازه گیری های دیگری که به طور سالانه انجام می شد ، آزمون سازگاری زناشویی لاک والاس روی زوج های شرکت کننده انجام شد. تحلیل رگرسیون داده ها برای پیش بینی سازگاری زناشویی زوجین نشان داد که عوامل ” نارسا کنش وری شوهران ” به صورت منفی ، و ” زنانگی مردان ” و ” زنانگی زنان ” هردو به صورت مثبت ، به طور معناداری سازگاری زناشویی مردان را چهار سال بعد از اندازه گیری اولیه ، پیش بینی می کردند .این در حالی است که ” اضطراب مردان ” و ” افسردگی زنان ” هر دو به صورت منفی ، و عوامل ” افسردگی مردان ” و زنانگی زنان ” ( هردو به صورت مثبت ) به طور معنادار سازگاری زنان را در چهار سال بعد پیش بینی می کردند .
فاتحی زاده و احمدی ( 1384 ) نیز در پژوهشی تحت عنوان ” بررسی رابطه الگوهای ارتباطی ازدواج و میزان رضایتمندی زناشویی “که بر روی زوجین شاغل در دانشگاه اصفهان انجام دادند ، نشان دادند که در هردو گروه زنان و مردان همبستگی بیشتر بین رابطه سازنده متقابل و رضایتمندی ، همچنین همبستگی بین رضایتمندی زناشویی و ارتباط اجتنابی متقابل منفی بدست آمد ه است .
از جمله تحقیقات انجام شده در این زمینه می‌توان به پژوهشهای (بشارت، 1380؛ بشارت، شریفی و ایروانی، 1380؛ بشارت، گلی‌نژاد و احمدی، 1381؛ اصغری نژاد و دانش، 1384) اشاره کرد که همگی بیانگر این مطلب هستند که آزمودنیها با سبک دلبستگی ایمن از مشکلات زناشویی کمتر، مشکلات بین شخصی کمتر و سطح شادکامی بیشتری نسبت به آزمودنیها واجد سبک دلبستگی‌ اجتنابی و دوسوگرا، برخوردارند.
حسینی (1382 ) ضمن تحقیقی تاثیر درمان شناختی – رفتاری به شیوه گروهی بر افزایش رضامندی زنان را مورد بررسی قرار داد . طی این تحقیق مشخص شد که درمان شناختی – رفتاری رضامندی را افزایش می دهد .
خدا پناهی ( 1372 ) در پژوهشی نشان داد عامل تهییج طلبی در تحکیم روابط زناشویی و سازگاری در ازدواج نقش مهمی دارد . زمانی منفرد ( 1376 ) معتقد است عوامل شخصیتی و روانی و همچنین عوامل اجتماعی از عوامل مهم و موثر در بروز نارضایتی زناشویی است .
رابطه زناشویی رابطه پیچیده ای است و لذا موفقیت آمیز بودن آن نیز پیرو عوامل چند گانه ای می باشد . با این همانند هر رابطه دیگری , برخی از عوامل در این بین از اهمیت بیشتری برخوردارند . شاید بتوان گفت که اولین مولفه مهم « شناخت » است . شناخت صرفاً یک باور یا اندیشه است که به زعم درمانگران پیرو مکاتب عقلانی – عاطفی و شناختی تاثیر مهمی بر روابط , احساسات و فرآیندهای درون و برون روانی ما دارد .
مطالعات گری‌لتیل و بورکس ( 1983 به نقل از بنی‌اسد 1375 ) نشان می‌دهد در ازدواجهایی که بیشترین وظایف را زنان به عهده می‌گیرند، زنان ناراضی‌ترند . حال آنکه حداکثر رضامندی در میان زوجهایی است که تقسیم وظایف به تساوی بین زن و شوهر انجام می‌گیرد.
نتایج تحقیق ویگین و مودی (1983 به نقل از بنی‌اسد 1375) نشان داد زن و شوهرهایی که توانایی درک وپذیرش افکار و احساسات یکدیگر را داشته باشند در زندگی زناشویی راضی‌تر هستند.
سلمانیان 1376 در بررسی تاثیر تفکرات غیر منطقی به نارضایتی زناشویی به این نتیجه رسید که میزان نارضایتی زناشویی در زنان بیشتر از مردان است.
2-4- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
در سال 1994 کارلوس درانا اولین ارزیابی طولی در مورد برنامه آموزشی زوجین را انجام داد . او می خواست بداند که دوره های آموزش روانی به چه میزان می تواند باعث تقویت صمیمیت شود . او 137 زوج از 5 شهر مختلف آمریکا را قبل از دوره آموزش , دقیقاً بعد از آن , و همچنین 8-6 ماه بعد از پایان دوره آموزش ارزیابی نمود . او به این نتیجه رسید که صمیمیت , می تواند توسط دوره های آموزشی تقویت شود . تحقیقات او نشان داد که این دوره ها تاثیر فوق العاده ای روی صمیمیت , تطابق زندگی زناشویی , رضایت زناشویی و همچنین کاهش تعارض و غم دارد .شش ماه بعد زوجین دستاوردهایی را در زمینه مشارکت , گوش دادن , احساس خوب , اعتماد , تعهد , مراقبت , تفاهم , محبت , تمایلات جنسی , تساوی و استقلال , تغییر رفتار و عشق , آگاهی از خویشتن و احساس خویشتن و در نهایت پیشرفت در ارتباطات دیگر را گزارش کردند .
تعداد معدودی از تحقیقات به بررسی ترکیب مداخلات رفتاری با شیوه های بازسازی شناختی پرداخته اند ( باکوم ، سیرز ، شر ، 1990 ) . نتایج این تحقیقات نشان داده است اگر چه آموزش های شناختی منجر به ایجاد تغییرات شناختی بیشتر و آموزشهای رفتاری منجر به تغییر تعاملات می شود ، اما ترکیب آموزش رفتاری با شیوه های بازسازی شناختی به اندازه درمان رفتاری مؤثرند ( داتیلیو ، 2005 ) .
باکوم و همکاران ( 1990 ) 60 زوج با مشکلات زناشویی را به صورت تصادفی در پنج گروه درمانی ، رفتار درمانی مشکلات زناشویی ، رفتار درمانی همراه با بازسازی شناختی ، رفتار درمانی همراه با آموزش آشکار سازی هیجانی و رفتار درمانی همراه با بازسازی شناختی و آموزش آشکار سازی هیجانی و با گروه کنترل لیست انتظار جایگزین کردند . در این تحقیق پیشرفت آزمودنیها در همه گروه های فعال درمانی به صورت معناداری بیش از گروه کنترل بود . مقایسه نتایج گروه های فعال درمانی تفاوت معناداری نشان نداد . بررسیهای پیگیری پایداری این تغییرات درمانی را تا 6 ماه پس از پایان دوره درمان تائید می کند .
دورنا ( 1997 ) ، پژوهشی با عنوان افزایش صمیمیت زوجها با بهره گرفتن از برنامه PAIRS مبتنی بر رویکرد رفتاری – شناختی – هیجانی انجام داد . این مطالعه بر روی 137 نفر مشتمل بر 78 زن و شوهر و 59 نفر ( بدون حضور همسرانشان ) ، اجرا و 8 ماه بعد نتایج پیگیری شد . نتایج افزایش قابل ملاحظه ای در صمیمیت و سازگاری زناشویی نشان داد . شرکت کنندگان تغییرات مثبتی را در نزدیکی و صمیمیت ، درک متقابل ، سهیم شدن در احساسات مثبت و منفی یکدیگر و کاهش تعارضات را گزارش کردند ( به نقل از حاجی ابول زاده ،1381 ) . مارکمن ، هالفورد ، کلین و استانلی ( 2003 ) ، در پژوهشی به بررسی تاثیر فنون رفتار درمانی ( آموزش حل مساله ، ارتباط آموزی و بازسازی شناختی ) بر بروز درماندگی زناشویی و طلاق پرداختند . نتایج نشان داد که این مداخله ها در کاهش شیوع و بروز درماندگی زناشویی و طلاق مؤثر است . (به نقل از بنی اسد ، 1375 )
تحقیقات نشان می دهند که به کارگیری تکنیکهای رفتار درمانی ( آموزش حل مساله و ارتباط آموزی ) بر پیشگیری از طلاق و افزایش رابطه تاثیر دارد . این برنامه به صورت گروهی و یا فردی برای همه زوجها خواه که تازه ازدواج کرده باشند ، خواه سالها از زندگی مشترکشان می گذرد ، مؤثر است ( سمپسون ، 2001 ؛ الون ، 2004 ) .
یاکوبسون و همکاران ( 1984 ) ، نتایج چهار تحقیق رفتار درمانی مشکلات زناشویی را در مورد 148 زوج بررسی کردند . تحلیل مجدد نتایج درمان نشان داد که پیشرفت بالینی 7/54 درصدی زوجها در مقابل پس رفت 4/5 درصدی آنها معنادار است . در پایان دوره درمان 3/35 درصد زوجها هیچ گونه نشانه اختلال ارتباطی نداشتند . بررسی نتایج پیگیری پس از یک دوره شش ماهه نیز نشان داد که تغییرات مثبت درمانی در 60 درصد زوجها پایدار مانده است ( بشارت ، 1380 ) .
بیچ ، اسمیت و فینچام ( 1994 ) ، در پژوهشی به بررسی سودمندی مداخلات زناشویی برای پیشگیری و درمان افسردگی در زوجها با روابط ناهماهنگ پرداختند . نتایج نشان داد که مداخلات زناشویی در افزایش رضایت زناشویی زوجها ، پیشگیری از علایم افسردگی و درمان آن مؤثر است .
دیک ( 1998 ) ، در مطالعه کنترل شده ای سه شیوه روان درمانی گروهی شناختی ، رفتاری و تحلیل روانی با گروه کنترل برای دانشجویان افسرده به کار برد و در پایان مشخص شد که افراد سه گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل افسردگی شان به میزان زیادی بهبود یافته بود ( به نقل از آقا محمدی ، 1378) .
استیس ( 2004 ) ، 24 زوج با مشکلات پرخاشگری و خشونت ( خفیف تا متوسط ) را به صورت تصادفی در دو گروه درمانی قرار داد . یک گروه از زوجها به صورت انفرادی و گروه دوم به صورت گروهی تحت درمان قرار گرفتند و 9 زوج به عنوان گروه کنترل ( مقایسه ) انتخاب شدند . شش ماه بعد از درمان ، تکرار خشونت در زوجهایی که در گروه درمانی شرکت کرده بودند ، به طور معناداری کمتر از گروه کنترل بود و رضایت زناشویی آنها افزایش یافته ، پرخاشگری مردان و پذیرش خشونت توسط زنان به طور معناداری نسبت به گروه کنترل و گروه زوجهایی که به صورت انفرادی تحت درمان قرار گرفته بودند ، کاهش پیدا کرد ( به نقل از آقا محمدی ، 1378) .
لژر ( 2002 ) در پژوهش خود سودمندی کاربرد اصول شناختی ، رفتاری و هیجانی را در افزایش سلامت روان نشان داده است ( به نقل از آقا محمدی ، 1378) .
السون و فاورز ( 1989 ) گونه های زوجین را شامل زوجین : 1- سر زنده 2- سازگار 3- سنتی و4- متعارض می داند . از نظر او زوجین سر زنده , رضایتمندی زناشویی مطلوب دارند و توانایی بیان احساسات و حل مشکل را دارند . آنها از روابط خود خوشحال هستند و مسائل اخلاقی ومذهبی را مهم می دانند . زوجین سازگار نیز رضایتمندی زناشویی در سطح متوسط و رضایت نسبی دارند , احساس می کنند که همسران آنها , درک می کنند و با کمک هم به حل مشکلات قادر هستند هر چند که گاهی دیدگاه آنها نسبت به ازدواج قدری غیر واقعی است وممکن است درباره فرزندان و ارتباط آنها اتفاق نظر نداشته باشند . زوجین سنتی در حوزه های ارتباطی , نارضایتی متوسطی دارند و از عادات شخصی همسر خود ناراضی هستند . در بیان احساسات و برخورد با مشکلات احساس راحتی ندارد . زوجین متعارض از عادات و شخصیت همسر خود ناراضی هستند ومشکل ارتباطی دارند . برخی از الگوهای خاص تبادلی مشکل ساز میان زوجین شامل تبادلات اجباری , کناره گیری , تبادلات تلافی جویانه , شکایت دو جانبه و سندرم خود محوری در بحث وگفتگو شایع است . در تبادلات اجباری همواره یکی از زوجین در پاسخ به تقویت مثبتی که از طرف مقابل دریافت می کند , تقویت منفی می گیرد . مثلاً مرد برای رسیدن به هدف خود وگرفتن امتیاز , زن را مورد حمله و انتقاد قرار می دهد و این کار تا آنجا ادامه می دهد که زن بحث را رها کرده و اجازه پیروز شدن را به همسر خود بدهد ( نقل از حافظ شعر باف، 1382) .
پژوهش ها نشان داده اند ویژگی های شخصیتی مشابه ( کاسپی و هربنر , 1990 ) . داشتن انتظارات مشابه , پذیرش نقش جنسی ( هارلی 1996 ؛ کارول و دوهرتی , 2003 ) , اعتقاد مذهبی ( فاکس و کلی 1995 ) سطح رفاه اقتصادی ( ناکونزی 1995 ) , سالهای زندگی مشترک ( مایر و لندزبرگر , 2002 ؛ هالفورد و همکاران , 2003 ) زوج ها را در مقابل احساس تهدید شدگی ناشی از تنیدگی های اجتماعی مقاوم می کند ( نقل از حافظ شعر باف، 1382) .
لینک ( 2003 ) در پژوهش خود به بررسی اثر بخشی آموزش کنترل خشم با روش شناختی – رفتاری پرداخت . در این پژوهش 91 نفر با مشکل عدم کنترل خشم به صورت تصادفی در دو گروه ، گروه درمانی شناختی – رفتاری و گروه کنترل جایگزین شدند . نتایج نشان داد پیشرفت آزمودنیها در کنترل خشم در گروه آزمایشی به طور معنی داری بیش از گروه کنترل بود . ( جوادی، 1385) .
لانگ ، بارند و اند ( 1998 ) ، در پژوهش خود به بررسی اثر بخشی کنترل خشم برای زوجهای درمانده پرداختند . در این پژوهش به 28 زوج در سه جلسه آموزش که هدف آن افزایش خویشتنداری و نیز بیان افکار و هیجانات به شکل سازگارانه بود تکالیفی داده شد . نتایج نشان دادند که زوجها به طور معناداری در کنترل خشم خود بهبودی نشان دادند ( به نقل از حاجی ابول زاده ،1381 ) .
کوپر و استرنبرگ ( 1987 ) در پژوهشی برنامه ای را جهت غنی سازی رابطه جنسی بین زوجها اجرا کردند . نتایج نشان داد افزایش اطلاعات در خصوص روابط جنسی موجب رضایت مندی زناشویی میشود (به نقل از بنی اسد ، 1375 ) .
ویلیام ساکو ( 1999) از تحقیقات خود نتیجه گرفت که زنان شاغلی که به طور نیمه وقت به کار اشتغال دارند از نظر میزان رضامندی زناشویی در سطح بالاتری از زنان خانه دار قرار دارند و در مقابل زنان شاغلی که به طور شیفتی و شبها مشغول به کار هستند نسبت به زنان شاغل دیگر رضامندی زناشویی پایین تری دارند ( نقل از حافظ شعر باف، 1382) .
درآمد به عنوان عاملی که می تواند امنیت اقتصادی افراد را تامین کند از جمله عواملی است که نقش موثری در رضایت از زندگی زناشویی افراد دارد. بدین معنی که میزان درآمد پایین در کاهش رضامندی زناشویی و انحلال آن موثر است ( جوادی، 1385) .
در تحقیق سینارکور ( 1999) مشخص شد که بین زنان شاغل و خانه دار از نظر میزان رضامندی زناشوئی تفاوت معنا داری وجود ندارد ( نقل از حافظ شعر باف، 1382) .
در پژوهش دیگری با عنوان ”رابطه بین دلبستگی و روش های حل تعارض و رضایت زناشویی (فینی ، 1999) ایمنی دلبستگی با رضایت زناشویی زوجین همبستگی مثبت داشت. همچنین مذاکره ‌دو جانبه درباره حل تعارضها، مهمترین عامل واحدی بود که رضایت ازدواج را برای زنان و مردان پیش‌بینی می ‌کرد. در این پژوهش، در رابطه‌ بین دلبستگی ایمن و رضایت زناشویی، الگوهای ارتباطی فقط برای زنان متغیر واسطه13 (میانجی) بود. برای مردان الگوهای ارتباطی تنها به طور جزیی واسطه بین دلبستگی ایمن با رضایت از ازدواج بود و اضطراب درباره روابط، تفاوت در رضایت زناشویی را توجیه می ‌کرد .
مشهورترین پژوهشها در این زمینه پژوهشهای هازن و شیور ،1987؛اینزورث ،1991(نقل از پینز،2005)هستند که با الهام از، نظریه بالبی (1969)، در مورد ماهیت پیوندهای عاطفی، نقش دلبستگی‌های متقابل بزرگسالان را در روابط زوجین بررسی کردند. نتایج نشان داند که مشخصه‌ های پیوند عاطفی بین زوجین با مشخصه‌ های پیوندهای عاطفی کودک- مادر قابل مقایسه است و سبکهای شناخته شده دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا، افکار، احساسها و رفتار زوجین را در روابط زناشویی تحت تأثیر قرار می‌دهند ( به نقل از حاجی ابول زاده ،1381 ) .
نتایج پژوهش(فینی،1999 ؛ داویلا ، برادبوری و فینجام ، 1998)در زمینه ارتباط سبک دلبستگی بزرگسالان با میزان مهار احساسات وعواطف ، این نکته را برجسته کردند که افراد دلبسته نا ایمن ( آرامش کم ، عدم ارتباط نزدیک وافزایش اضطراب در ارتباطها ) در مقایسه با افراد ایمن در روابط خود با دیگران ، بیشتر متمایل به مهار عواطف و احساسهای مثبت خود هستند . همچنین کسب ، داویلا و براد بوری ( 2001 ) ، نشان دادند که درک مثبت از همسران که از ویژگیهای افراد با سبک دلبستگی ایمن است رفتارهای حمایتی و رضایتمندی زناشویی در زوجین را پیش بینی می کند. محققان دریافته اند که میزان باورهای غیر واقع بینانه در رابطه زناشویی پیش بینی کننده نیرومندی است که با پریشانی زندگی زناشویی در ارتباط است . در نتیجه پیشنهاد می کنند که برنامه های درمانی برای ناکارآمدی رابطه باید مبتنی بر بازسازی شناختی همسران باشد ( ایدلسون و اپشتاین , 1982 ) . اینکه دقیقاً کدام باورها و شناخت ها با نارضایتی زناشویی رابطه دارد , دقیقاً مشخص نیست . بعضی از متخصصان معتقدند همان باورهایی که زیر بنای اختلالات درون فردی هستند , در ناکارآمدی روابط بین فردی نیز نقش دارند . با توجه به این مطالب بهتر است همانگونه که برنشتاین ( 1985 ) می گوید به هنگام مشاوره ابتدا انتظارات و باورهای همسر ناراضی را دوباره بررسی کنیم . از عوامل مهم دیگر از هم پاشیدگی ازدواج یا دور شدن زوجین از یکدیگر , واکنش های رفتاری نامطلوب آنان می باشد . به نظر بسیاری از درمانگران رفتارگرا , رفتار نابهنجار نتیجه فرآیندهای بازخوردی در تعاملات اعضای خانواده است . (آقا محمدی ، 1378 ).
از آنجا که اکتساب ونگهداری مهارت های رفتاری و شناختی با سلامت روان شناختی انسان رابطه معناداری دارد ( ایدلسون و اپشتاین , 1982 ) , برنامه های آموزشی که معطوف به این موارد هستند , احتمالاً به افزایش عملکرد فرد در خانواده و در نهایت افزایش کفایت عمومی انسان در موقعیت های زندگی منجر می شوند . با توجه به این مطالب در پژوهش حاضر در صددیم تا دریابیم که آموزش های شناختی – رفتاری تا چه حد بر افزایش سطح رضامندی زناشویی زوجین تاثیر دارد . (آقا محمدی ، 1378 ).
در زمینه آموزش گروهی به زوجین و بررسی رضایت زناشویی آنان , کلی و استوارت در سال 2002 طی بررسی روی 135 زوج که شوهران آن ها همگی معتاد به الکل ومواد مخدر بودند به این نتیجه رسیدند که زوجینی که تحت درمان با روش BCT ( رفتار درمانی زوجین ) قرار گرفته بودند نسبت به زوجینی که تحت درمان با روش IBT ( درمان انفرادی ) بودند وضعیت بهتری داشتند . ضمناً آن ها به این نتیجه رسیدند که زوجینی که تحت آموزش BCT قرار گرفتند رضایت زناشویی بالاتری نسبت به گروه دیگر داشتند .
در یک پژوهش ری 1988 عواملی که با رضامندی زناشویی در زوجینی که هر دو شاغل هستند را مورد بررسی قرار داد. در مورد زنان رضامندی زناشویی ارتباط نزدیکی با رضامندی شغلی داشت برای مردان رضامندی زناشویی بادرگیری همسر با حرفه شوهر همبستگی بالایی نشان داد. مردان در این پژوهش جهت‌گیری نسبتا سنتی‌تری را نسبت به نقشهای جنسیتی و قدرت تصمیم‌گیری بالاتری را نشان دادند ( به نقل از حاجی ابول زاده ،1381 ) .
همچنین در سال 1994 کارلوس درانا اولین ارزیابی طولی در مورد برنامه آموزشی زوجین را انجام داد . او می خواست بداند که دوره های آموزش روانی به چه میزان می تواند باعث تقویت صمیمیت شود . او 137 زوج از 5 شهر مختلف آمریکا را قبل از دوره آموزش , دقیقاً بعد از آن , و همچنین 8-6 ماه بعد از پایان دوره آموزش ارزیابی نمود . تحقیقات او نشان داد که این دوره ها تاثیر فوق العاده ای روی صمیمیت , تطابق زندگی زناشویی , رضایت زناشویی و همچنین کاهش تعارض و غم دارد .شش ماه بعد زوجین دستاوردهایی را در زمینه مشارکت , گوش دادن , احساس خوب , اعتماد , تعهد , مراقبت , تفاهم , محبت , تمایلات جنسی , تساوی و استقلال , تغییر رفتار و عشق , آگاهی از خویشتن و احساس خویشتن و در نهایت پیشرفت در ارتباطات دیگر را گزارش کردند . ( نقل از حافظ شعر باف، 1382) .
لین ترنر ( 1991 ) در شش کلاس آموزش زوجین که با شرکت 88 نفر تشکیل داده بود به این نتیجه رسید که صرف نظر از دین , وضعیت اقتصادی , درآمد خانواده و همچنین جنسیت هر فرد , آموزش ها باعث بالا رفتن رضایت زناشویی زوجین به میزان فوق العاده ای می شود ( به نقل از حاجی ابول زاده ،1381 ) .
تعداد معدودی از تحقیقات به بررسی ترکیب مداخلات رفتاری با شیوه های بازسازی شناختی پرداخته اند ( باکوم ، سیرز ، شر ، 1990 ) . نتایج این تحقیقات نشان داده است اگر چه آموزش های شناختی منجر به ایجاد تغییرات شناختی بیشتر و آموزشهای رفتاری منجر به تغییر تعاملات می شود ، اما ترکیب آموزش رفتاری با شیوه های بازسازی شناختی به اندازه درمان رفتاری مؤثرند ( داتیلیو ، 2005 ) .
باکوم و همکاران ( 1990 ) 60 زوج با مشکلات زناشویی را به صورت تصادفی در پنج گروه درمانی ، رفتار درمانی مشکلات زناشویی ، رفتار درمانی همراه با بازسازی شناختی ، رفتار درمانی همراه با آموزش آشکار سازی هیجانی و رفتار درمانی همراه با بازسازی شناختی و آموزش آشکار سازی هیجانی و با گروه کنترل لیست انتظار جایگزین کردند . در این تحقیق پیشرفت آزمودنیها در همه گروه های فعال درمانی به صورت معناداری بیش از گروه کنترل بود . مقایسه نتایج گروه های فعال درمانی تفاوت معناداری نشان نداد . بررسیهای پیگیری پایداری این تغییرات درمانی را تا 6 ماه پس از پایان دوره درمان تائید می کند .
دورنا ( 1997 ) ، پژوهشی با عنوان افزایش صمیمیت زوجها با بهره گرفتن از برنامه PAIRS مبتنی بر رویکرد رفتاری – شناختی – هیجانی انجام داد . این مطالعه بر روی 137 نفر مشتمل بر 78 زن و شوهر و 59 نفر ( بدون حضور همسرانشان ) ، اجرا و 8 ماه بعد نتایج پیگیری شد . نتایج افزایش قابل ملاحظه ای در صمیمیت و سازگاری زناشویی نشان داد . شرکت کنندگان تغییرات مثبتی را در نزدیکی و صمیمیت ، درک متقابل ، سهیم شدن در احساسات مثبت و منفی یکدیگر و کاهش تعارضات را گزارش کردند ( به نقل از حاجی ابول زاده ) . مارکمن ، هالفورد ، کلین و استانلی ( 2003 ) ، در پژوهشی به بررسی تاثیر فنون رفتار درمانی ( آموزش حل مساله ، ارتباط آموزی و بازسازی شناختی ) بر بروز درماندگی زناشویی و طلاق پرداختند . نتایج نشان داد که این مداخله ها در کاهش شیوع و بروز درماندگی زناشویی و طلاق مؤثر است .
تحقیقات نشان می دهند که به کارگیری تکنیکهای رفتار درمانی ( آموزش حل مساله و ارتباط آموزی ) بر پیشگیری از طلاق و افزایش رابطه تاثیر دارد . این برنامه به صورت گروهی و یا فردی برای همه زوجها خواه که تازه ازدواج کرده باشند ، خواه سالها از زندگی مشترکشان می گذرد ، مؤثر است ( سمپسون ، 2001 ؛ الون ، 2004 ) .
یاکوبسون و همکاران ( 1984 ) ، نتایج چهار تحقیق رفتار درمانی مشکلات زناشویی را در مورد 148 زوج بررسی کردند . تحلیل مجدد نتایج درمان نشان داد که پیشرفت بالینی 7/54 درصدی زوجها در مقابل پس رفت 4/5 درصدی آنها معنادار است . در پایان دوره درمان 3/35 درصد زوجها هیچ گونه نشانه اختلال ارتباطی نداشتند . بررسی نتایج پیگیری پس از یک دوره شش ماهه نیز نشان داد که تغییرات مثبت درمانی در 60 درصد زوجها پایدار مانده است ( بشارت ، 1380 ) .
بیچ ، اسمیت و فینچام ( 1994 ) ، در پژوهشی به بررسی سودمندی مداخلات زناشویی برای پیشگیری و درمان افسردگی در زوجها با روابط ناهماهنگ پرداختند . نتایج نشان داد که مداخلات زناشویی در افزایش رضایت زناشویی زوجها ، پیشگیری از علایم افسردگی و درمان آن مؤثر است .
دیک ( 1998 ) ، در مطالعه کنترل شده ای سه شیوه روان درمانی گروهی شناختی ، رفتاری و تحلیل روانی با گروه کنترل برای دانشجویان افسرده به کار برد و در پایان مشخص شد که افراد سه گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل افسردگی شان به میزان زیادی بهبود یافته بود ( به نقل از آقا محمدی ) .
استیس ( 2004 ) ، 24 زوج با مشکلات پرخاشگری و خشونت ( خفیف تا متوسط ) را به صورت تصادفی در دو گروه درمانی قرار داد . یک گروه از زوجها به صورت انفرادی و گروه دوم به صورت گروهی تحت درمان قرار گرفتند و 9 زوج به عنوان گروه کنترل ( مقایسه ) انتخاب شدند . شش ماه بعد از درمان ، تکرار خشونت در زوجهایی که در گروه درمانی شرکت کرده بودند ، به طور معناداری کمتر از گروه کنترل بود و رضایت زناشویی آنها افزایش یافته ، پرخاشگری مردان و پذیرش خشونت توسط زنان به طور معناداری نسبت به گروه کنترل و گروه زوجهایی که به صورت انفرادی تحت درمان قرار گرفته بودند ، کاهش پیدا کرد.
لژر ( 2002 ) در پژوهش خود سودمندی کاربرد اصول شناختی ، رفتاری و هیجانی را در افزایش سلامت روان نشان داده است .
السون و فاورز ( 1989 ) گونه های زوجین را شامل زوجین : 1- سر زنده 2- سازگار 3- سنتی و4- متعارض می داند . از نظر او زوجین سر زنده , رضایتمندی زناشویی مطلوب دارند و توانایی بیان احساسات و حل مشکل را دارند . آنها از روابط خود خوشحال هستند و مسائل اخلاقی ومذهبی را مهم می دانند . زوجین سازگار نیز رضایتمندی زناشویی در سطح متوسط و رضایت نسبی دارند , احساس می کنند که همسران آنها , درک می کنند و با کمک هم به حل مشکلات قادر هستند هر چند که گاهی دیدگاه آنها نسبت به ازدواج قدری غیر واقعی است وممکن است درباره فرزندان و ارتباط آنها اتفاق نظر نداشته باشند . زوجین سنتی در حوزه های ارتباطی , نارضایتی متوسطی دارند و از عادات شخصی همسر خود ناراضی هستند . در بیان احساسات و برخورد با مشکلات احساس راحتی ندارد . زوجین متعارض از عادات و شخصیت همسر خود ناراضی هستند ومشکل ارتباطی دارند . برخی از الگوهای خاص تبادلی مشکل ساز میان زوجین شامل تبادلات اجباری , کناره گیری , تبادلات تلافی جویانه , شکایت دو جانبه و سندرم خود محوری در بحث وگفتگو شایع است . در تبادلات اجباری همواره یکی از زوجین در پاسخ به تقویت مثبتی که از طرف مقابل دریافت می کند , تقویت منفی می گیرد . مثلاً مرد برای رسیدن به هدف خود وگرفتن امتیاز , زن را مورد حمله و انتقاد قرار می دهد و این کار تا آنجا ادامه می دهد که زن بحث را رها کرده و اجازه پیروز شدن را به همسر خود بدهد .
پژوهش ها نشان داده اند ویژگی های شخصیتی مشابه ( کاسپی و هربنر , 1990 ) . داشتن انتظارات مشابه , پذیرش نقش جنسی ( هارلی 1996 ؛ کارول و دوهرتی , 2003 ) , اعتقاد مذهبی ( فاکس و کلی 1995 ) سطح رفاه اقتصادی ( ناکونزی 1995 ) , سالهای زندگی مشترک ( مایر و لندزبرگر , 2002 ؛ هالفورد و همکاران , 2003 ) زوج ها را در مقابل احساس تهدید شدگی ناشی از تنیدگی های اجتماعی مقاوم می کند ( به نقل از حاجی ابول زاده ،1381 ) .
لینک ( 2003 ) در پژوهش خود به بررسی اثر بخشی آموزش کنترل خشم با روش شناختی – رفتاری پرداخت . در این پژوهش 91 نفر با مشکل عدم کنترل خشم به صورت تصادفی در دو گروه ، گروه درمانی شناختی – رفتاری و گروه کنترل جایگزین شدند . نتایج نشان داد پیشرفت آزمودنیها در کنترل خشم در گروه آزمایشی به طور معنی داری بیش از گروه کنترل بود ( به نقل از حاجی ابول زاده ،1381 ) .
لانگ ، بارند و اند ( 1998 ) ، در پژوهش خود به بررسی اثر بخشی کنترل خشم برای زوجهای درمانده پرداختند . در این پژوهش به 28 زوج در سه جلسه آموزش که هدف آن افزایش خویشتنداری و نیز بیان افکار و هیجانات به شکل سازگارانه بود تکالیفی داده شد . نتایج نشان دادند که زوجها به طور معناداری در کنترل خشم خود بهبودی نشان دادند .
کوپر و استرنبرگ ( 1987 ) در پژوهشی برنامه ای را جهت غنی سازی رابطه جنسی بین زوجها اجرا کردند . نتایج نشان داد افزایش اطلاعات در خصوص روابط جنسی موجب رضایت مندی زناشویی میشود.
ویلیام ساکو ( 1999) از تحقیقات خود نتیجه گرفت که زنان شاغلی که به طور نیمه وقت به کار اشتغال دارند از نظر میزان رضامندی زناشویی در سطح بالاتری از زنان خانه دار قرار دارند و در مقابل زنان شاغلی که به طور شیفتی و شبها مشغول به کار هستند نسبت به زنان شاغل دیگر رضامندی زناشویی پایین تری دارند ( نقل از حافظ شعر باف، 1382) .
درآمد به عنوان عاملی که می تواند امنیت اقتصادی افراد را تامین کند از جمله عواملی است که نقش موثری در رضایت از زندگی زناشویی افراد دارد. بدین معنی که میزان درآمد پایین در کاهش رضامندی زناشویی و انحلال آن موثر است ( نیلچیان، 1380) .
در تحقیق سینارکور ( 1999) مشخص شد که بین زنان شاغل و خانه دار از نظر میزان رضامندی زناشوئی تفاوت معنا داری وجود ندارد ( نقل از حافظ شعر باف، 1382) .
در پژوهش دیگری با عنوان ”رابطه بین دلبستگی و روش های حل تعارض و رضایت زناشویی (فینی ، 1999) ایمنی دلبستگی با رضایت زناشویی زوجین همبستگی مثبت داشت. همچنین مذاکره ‌دو جانبه درباره حل تعارضها، مهمترین عامل واحدی بود که رضایت از ازدواج را برای زنان و مردان پیش‌بینی می ‌کرد. در این پژوهش، در رابطه‌ بین دلبستگی ایمن و رضایت زناشویی، الگوهای ارتباطی فقط برای زنان متغیر واسطه13 (میانجی) بود. برای مردان الگوهای ارتباطی تنها به طور جزیی واسطه بین دلبستگی ایمن با رضایت از ازدواج بود و اضطراب درباره روابط، تفاوت در رضایت زناشویی را توجیه می ‌کرد .
مشهورترین پژوهشها در این زمینه پژوهشهای هازن و شیور ،1987؛اینزورث ،1991(نقل از پینز،2005)هستند که با الهام از، نظریه بالبی (1969)، در مورد ماهیت پیوندهای عاطفی، نقش دلبستگی‌های متقابل بزرگسالان را در روابط زوجین بررسی کردند. نتایج نشان داند که مشخصه‌ های پیوند عاطفی بین زوجین با مشخصه‌ های پیوندهای عاطفی کودک- مادر قابل مقایسه است و سبکهای شناخته شده دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا، افکار، احساسها و رفتار زوجین را در روابط زناشویی تحت تأثیر قرار می‌دهند (به نقل از بنی اسد ، 1375 ) .
نتایج پژوهش(فینی،1999 ؛ داویلا ، برادبوری و فینجام ، 1998)در زمینه ارتباط سبک دلبستگی بزرگسالان با میزان مهار احساسات وعواطف ، این نکته را برجسته کردند که افراد دلبسته نا ایمن ( آرامش کم ، عدم ارتباط نزدیک وافزایش اضطراب در ارتباطها ) در مقایسه با افراد ایمن در روابط خود با دیگران ، بیشتر متمایل به مهار عواطف و احساسهای مثبت خود هستند . همچنین کسب ، داویلا و براد بوری ( 2001 ) ، نشان دادند که درک مثبت از همسران که از ویژگیهای افراد با سبک دلبستگی ایمن است رفتارهای حمایتی و رضایتمندی زناشویی در زوجین را پیش بینی می کند. محققان دریافته اند که میزان باورهای غیر واقع بینانه در رابطه زناشویی پیش بینی کننده نیرومندی است که با پریشانی زندگی زناشویی در ارتباط است . در نتیجه پیشنهاد می کنند که برنامه های درمانی برای ناکارآمدی رابطه باید مبتنی بر بازسازی شناختی همسران باشد ( ایدلسون و اپشتاین , 1982 ) . اینکه دقیقاً کدام باورها و شناخت ها با نارضایتی زناشویی رابطه دارد , دقیقاً مشخص نیست . بعضی از متخصصان معتقدند همان باورهایی که زیر بنای اختلالات درون فردی هستند , در ناکارآمدی روابط بین فردی نیز نقش دارند . با توجه به این مطالب بهتر است همانگونه که برنشتاین ( 1985 ) می گوید به هنگام مشاوره ابتدا انتظارات و باورهای همسر ناراضی را دوباره بررسی کنیم . از عوامل مهم دیگر از هم پاشیدگی ازدواج یا دور شدن زوجین از یکدیگر , واکنش های رفتاری نامطلوب آنان می باشد . به نظر بسیاری از درمانگران رفتارگرا , رفتار نابهنجار نتیجه فرآیندهای بازخوردی در تعاملات اعضای خانواده است (به نقل از بنی اسد ، 1375).
از آنجا که اکتساب ونگهداری مهارت های رفتاری و شناختی با سلامت روان شناختی انسان رابطه معناداری دارد ( ایدلسون و اپشتاین , 1982 ) , برنامه های آموزشی که معطوف به این موارد هستند , احتمالاً به افزایش عملکرد فرد در خانواده و در نهایت افزایش کفایت عمومی انسان در موقعیت های زندگی منجر می شوند . با توجه به این مطالب در پژوهش حاضر در صددیم تا دریابیم که آموزش های شناختی – رفتاری تا چه حد بر افزایش سطح رضامندی زناشویی زوجین تاثیر دارد .
نتایج پژوهشهای انجام شده نشان داد که کلاسهای آموزش خانواده به شیوه شناختی- رفتاری بر رضایت زناشویی زنان و مردان تاثیر گذار می باشد و در کل اثربخشی این آموزشها به وضوح قابل درک می باشد . همچنین این نتایج حاکی از آن است که اثربخشی این آموزشها بین زنان و مردان دارای تفاوت معناداری نیست .

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان با موضوع رضایت زناشویی

فصل سوم
روش تحقیق

3-1- مقدمه
در این فصل به ذکر روش تحقیق پرداخته شده است . در ابتدا جامعه آماری تحقیق معرفی می شود و در ادامه نمونه انتخابی و روش نمونه گیری توضیح داده خواهد شد ، به دنبال آن ابزار تحقیق و عناوین جلسات مورد بحث قرار خواهد گرفت و در پایان روش اجرای تحقیق و روش آماری مورد استفاده بیان خواهد شد.
3-2- طرح پژوهش
روش تحقیق نیمه آزمایشی است و از طرح دو گروهی ( گروه آزمایش و گروه کنترل ) با پیش آزمون و پس آزمون استفاده شده است دیاگرام طرح تحقیق بصورت زیر است :
جدول 1-3 طرح تحقیق
پس آزمون متغیر مستقل پیش آزمون انتخاب تصادفی گروه ها
T2 X T1 R گروه آزمایش
T2 — T1 R گروه کنترل

3-3- جامعه آماری
جامعه آماری این پژوهش ، متشکل از کلیه زوج هایی ( والدین دانش آموزان دختر مدارس ابتدایی ) که در ناحیه 2 آموزش و پرورش شیراز در سال تحصیلی 88-87 سکونت داشته اند ، می باشد . برای انتخاب نمونه این پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای استفاده شد . روند کار بدین صورت بود که محقق از میان 37 مدرسه ناحیه 2 شیراز به صورت تصادفی خوشه ای 5 مدرسه را انتخاب و با فرستادن اعلامیه به والدین توسط دانش آموزان هدف و فرآیند تحقیق را به اطلاع افراد رساند , سپس از میان 460 نفر والدینی که برای تحقیق داوطلب شده بودند به روش تصادفی ساده 30 زوج ( 60 زن ومرد ) , انتخاب و با همین شیوه در دو گروه آزمایش و کنترل ( هر گروه 15 زوج ) جایگزین شدند .
3-4- نمونه و روش نمونه گیری
با توجه به حجم جامعه آماری که 460 نفرمی باشد تعداد 30 زوج آن را که می تواند تعداد مناسبی جهت نمونه گیری باشد به صورت تصادفی خوشه ای نمونه گیری شد ، این نمونه شامل 30 زوج ( 30 زن و 30 مرد ) است . که 15 زوج آزمودنی ( گروه آزمایش ) و 15 زوج گواه ( گروه کنترل ) می باشند .
3-5- ابزار تحقیق
در این پژوهش ، برای جمع آوری اطلاعات ، به منظور بررسی فرضیه های تحقیق از پرسشنامه رضایتمندی زناشویی انریچ استفاده شد .
3-5-1- مقیاس رضایتمندی زناشویی (انریچ) :
این پرسشنامه توسط دیویداچ . السون ، دیویدجی . فورنیز و جوئن ام . درانکمن تهیه شده است . السون وهمکاران در سال 1989 برای بررسی رضایت زناشویی از این پرسشنامه استفاده نموده ومعتقدند که این مقیاس مربوط می شود به تغییراتی که در طول دوران حیات آدمی رخ می دهد . این پرسشنامه 12 خرده مقیاس دارد که شامل : 1- پاسخ قراردادی 2- رضایت زناشویی 3- موضوعات شخصیتی 4- ارتباط زناشویی 5- حل تعارض 6- نظارت مالی 7- فعالیت های مربوط به اوقات فراغت 8- روابط جنسی 9- ازدواج و بچه ها 10- بستگان و دوستان 11- نقش های مربوط به برابری زن ومرد 12- جهت گیری عقیدتی می شود ( سلیمانیان ، 1376 ) .
به جز خرده مقیاس اول آن که 5 سئوال دارد، بقیه خرده مقیاسها شامل 10 سئوال است. پاسخ به سؤالات به صورت 5 گزینه‌ای(کاملاً موافق ـ موافق ـ نه موافق و نه مخالف ـ مخالف ـ کاملاً مخالف) است. به هر گزینه آن از یک تا 5 امتیاز داده می شود .اولسون (1983) از این پرسشنامه برای بررسی رضاهت زناشویی استفاده نموده و معتقد است که هر یک از موضوع های این پرسشنامه در ارتباط با یکی از زمینه های مهم است . ارزیابی این زمینه ها در درون یک رابطه زناشویی می تواند مشکلات بالقوه زوج ها را بیان کند ، یا می تواند زمینه های نیرومندی و تقویت آنها را مشخص کند . فرم اصلی با توجه به زیاد بودن سؤالهای پرسشنامه موجب خستگی بیش از اندازه آزمودنی ها می شد ، بنابراین سلیمان نژاد (1373) در پژوهشی تحت عنوان ” بررسی تفکر غیر منطقی در نارضایتی زناشویی ” فرم کوتاهی از این پرسشنامه تهیه کرد که دارای 47 سؤال است . نمره بالا دراین پرسشنامه نشانه رضایت و نمره پایین نشانه نارضایتی از رابطه زناشویی است. اولسون و همکاران ( 1983) پایایی پرسشنامه را با روش ضریب آلفا 0.95 گزارش کردند .
12 مقیاس این پرسشنامه به شرح زیر توصیف شده‌است.
1- پاسخ قراردادی : این مقیاس تمایل شخص برای پاسخ متعارف به سؤالات پرسشنامه را اندازه‌گیری می‌کند.
2- رضایت زناشویی : این مقیاس رضایت و انطباق با 10 جنبه رابطه زناشویی را که در زیر آمده‌است،اندازه‌گیری می‌کند.
3- موضوعات شخصیتی : این مقیاس درک شخص را از همسرش با توجه به رفتارها ویژگیها و سطح رضایت یا عدم آن ، که مربوط به این موضوعات می‌شود ارزیابی می‌کند. نمره بالا نشان دهنده یک سطح پائین از پذیرش یا فقدان راحتی با شخصیت و رفتار همسر و نمره پائین نشان دهنده سازگاری با همسر و رضایت از شخصیت همسر است.
4- ارتباط زناشویی : این مقیاس به احساسات ، اعتقادات و نگرشهای شخص، نسبت به نقش ارتباط در تداوم روابط وزناشوئی مربوط می‌شود. نمره پائین نشان دهنده آگاهی زن و شوهر و رضایت از سطح و نوع ارتباط در روابطشان و نمره بالا نشان دهنده فقدان رضایت در ارتباطشان است.
5- حل تعارض : این مقیاس نگرشها،احساسات و اعتقادات شخصی همسر را دربه وجود آوردن یا حل تعارض ارزیابی می‌کند. موضوعها برروی روشهایی برای خاتمه دادن به بحث تمرکز دارند، نمره پایین نشان دهنده نگرشهای واقع‌گرایانه درباره تعارضهای اجتماعی در روابط زناشویی است. نمره بالا نشان دهنده عدم رضایت از روشی است که تعارضات حل می‌شوند.
6- نظارت مالی : این مقیاس روی علائق و نگرشهای مربوط به روش اقتصادی و مسائلی که در روابط زن و شوهر اداره می‌شوند تمرکز دارد. نمره پائین نشان دهنده رضایت از اداره مالی و نگرش واقع بینانه نسبت به موضوعات مالی و نمره بالا نشان دهنده نگرانیهای مختلف در زمینه اداره مالی در روابط زناشویی است.
7- فعالیتهای مربوط به اوقات فراغت : این مقیاس ترجیحات شخصی هر زوج رابرای گذراندن اوقات فراغت ارزیابی می‌کند. نمره پائین نشان دهنده انطباق،انعطاف‌پذیری و توافق درباره استفاده از زمانهای فعال اوقات فراغت است و نمره بالا نشان دهنده نارضایتی از اینکه چگونه اوقات فراغت در روابط زن و شوهر مورد استفاده قرار می‌گیرد.
8- روابط جنسی : این طبقه احساسات و نگرانیهای شخصی را درباره روابط جنسی و عاطفی با همسر ارزیابی می‌کند. آیتمها منعکس کننده رضایت از ابراز عواطف و میزان احساس راحتی در بحثهای مربوط به موضوعهای جنسی و آمیزش جنسی است . نمره پائین نشان دهنده رضایت از ابراز عواطف و نگرش مثبت درباره نقش مسائل جنسی در ازدواج و یا عدم توافق درباره تصمیمات مربوط به جلوگیری از حاملگی است.
9- ازدواج و بچه‌ها : این مقیاس نگرشها و احساسات شخصی را درباره داشتن بچه و توافق روی تعداد بچه‌ها ارزیابی می‌کند . نمره پائین نشان دهنده توافق در مورد بچه داشتن و تعداد بچه‌هاست و همچنین نشان دهنده درک واقع‌گرایانه از تاثیری که بچه‌ها از روابط زناشویی می‎بینند ورضایت از نحوه مشخص شدن نقشها ومسئولیتهای والدینی است .نمره بالا نشان دهنده عدم رضایت از تصمیمات مربوط به بچه داشتن و یا تعداد بچه‌هایی که خانواده ترجیح می‌دهند.
10- بستگان و دوستان : این مقیاس به ارزیابی احساسات و علائق مربوط به روابط با خویشاوندان، اقوام همسر و دوستان می‌پردازد. آیتمها نشان دهنده نگرش دوستان و بستگان نسبت به ازدواج و انتظارات مربوط به میزان صرف وقت با دوستان و بستگان است . نمره پائین نشان دهنده سازگاری روابط خانواده و دوستان می‌باشد و دلالت بر وجود زمینه‌هایی از تعارض دارد.
11- نقشهای مربوط به برابری زن و مرد : این مقیاس نگرشها، احساسات .و اعتقادات شخصی را درباره نقش‌های مختلف زناشویی ارزیابی می‌کند. نمره پائین نشان دهنده ارزشهای برابرگرایانه است.
12- جهت‌گیری عقیدتی : این مقیاس نگرشها، احساسات و علائق شخص را درباره اعتقادات و اعمال مذهبی در زندگی زناشویی ارزیابی می‌کند. نمره پائین نشان دهنده این دیدگاه است که مذهب یک بخش بیش از اندازه مهم در ازدواج است و نمره بالا نشان دهنده بی‌اهمیت دانستن مذهب در ازدواج است.
مقیاس های این پرسشنامه شامل پاسخ قراردادی، رضایت زناشویی، موضوعهای شخصیتی، ارتباط زناشویی، حل تعارض، نظارت مالی، فعالیت‌های مربوط به اوقات فراغت، روابط جنسی، ازدواج و فرزندان، بستگان و دوستان، نقشهای مساوات طلبی و جهت‌گیری عقیدتی ساخته شده که روی مقیاس 5 درجه‌ای لیکرت از یک تا پنج نمره‌گذاری شده است. فرم 47 سؤالی این پرسشنامه توسط سلیمانیان در سال 1373 تهیه شد . در کشور ما اولین بار پایایی پرسشنامه توسط سلیمانیان (1373)، در یک گروه 11 نفری در فرم کوتاه از طریق ضریب آلفا محاسبه شد، که ضریب اعتبار 95/. بدست آمد.. رسولی (1381) نیز ضریب اعتبار پرسشنامه را از روش بازآزمایی به فاصله‌ یک هفته 92/0 بدست آورد. در این پژوهش از فرم 47 سؤالی این پرسشنامه استفاده شد. در یک پژوهش مهدویان ( 1376 ) در کار روی پایایی آزمون با بهره گرفتن از ظریب همبستگی پیرسون و با روش بازآزمایی ، به فاصله یک هفته ( برای مردان 937% و برای زنان 944% و برای مردان و زنان 94% بدست آورد . برای اطمینان بیشتر درباره پایایی پرسشنامه فوق محقق ، آن را بر روی 130 نفر از زنان متاهل با روش بازآزمایی به فاصله سه هفته اجرا کرده که ضریب همبستگی 92% محاسبه گردید .
3-5-1-1- بررسی اعتبار روایی پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ
اولسون، فورنیر و دراکمن1989 ضریب اعتبار این پرسشنامه را با روش ضریب آلفا،92/0 گزارش کرده‌اند.
ضریب همبستگی این پرسشنامه با مقیاس‌های رضایت خانوادگی از 41/0 تا 60/0‌، و با مقیاسهای رضایت زندگی از 32/0 تا 41/0 است که نشانه روایی سازه آن است . کلیه خرده مقیاسهای پرسشنامه انریچ زوجهای راضی و ناراضی را متمایز می‌کند و این نشان می‌دهد که این پرسشنامه از روایی ملاک خوبی برخوردار است.
سلیمانیان در پژوهشی تحت عنوان «بررسی تفکرات غیر منطقی براساس رویکرد شناختی برنارضایتی زناشویی» در ارتباط با اعتبار و روایی این پرسشنامه می‌گوید: برای استفاده پرسشنامه در پژوهش ابتدا پرسشنامه ترجمه شد، پس از ترجمه سؤالات به رؤیت متخصصین روان‌شناسی رسید و روایی محتوای آن مورد تأیید قرار گرفت.
در مرحله بعد پرسشنامه بر روی گروه 11 نفری اجرا گردید و ضریب اعتبار آن از طریق آلفا محاسبه شد که 92/0 بدست آمد.
با توجه به زیاد بودن سؤال‌های پرسشنامه (115 سؤال) که موجب خستگی بیش از حد آزمودنی‌ها می‌شد، تصمیم گرفته شد فرم کوتاهی از آن تهیه شود. برای این منظور ابتدا همبستگی هر یک از سؤالات با کل پرسشنامه از طریق ضریب همبستگی محاسبه گردید. سپس 47 سؤال که از همبستگی نسبتاً بالایی برخوردار بودند انتخاب شدند. این انتخاب بطور مساوی از مقیاس‌های مختلف پرسشنامه صورت گرفت. و بدین ترتیب در مجموعه 47 سؤال انتخاب شد که مجدداً ضریب اعتبار فرم 47 سؤالی بر روی یک گروه 11 نفری با بهره گرفتن از ضریب آلفا محاسبه گردید. که ضریب اعتبار 95/0 بدست آمد. که در این پژوهش ضریب اعتبار 86/0 به دست آمد .
3-5-1-2- روش نمره گذاری پرسشنامه
پرسشنامه به صورت پنج‌گزینه‌ای در نظر گرفته شده‌است که به هر گزینه آن از یک تا پنج امتیاز داده می‌شود.در ضمن این تست دارای 47 سؤال می باشد.
سوالات 4 , 6 , ( 16-11 ) , ( 24 -18 ) , ( 33-30 ) , ( 42-37 ) , ( 47-45 ) به صورت معکوس نمره گذاری می شود . در این پژوهش از فرم 47 سوالی استفاده شده است , که حداکثر نمره ای که آزمودنی می تواند کسب کند 235 و حداقل نمره 47 می باشد .
نمره‌های کمتراز 30 نشانگر نارضایتی شدید همسران از روابط زناشویی است.
نمره‌های بین 30 تا 40 نشانگر عدم رضایت روابط زناشویی همسران است.
نمره‌های بین 40تا 60 نشانگر رضایت نسبی و متوسط از روابط زناشویی همسران است.
نمره‌های بین 60 تا 70 نشانگر رضایت زیاد همسران از روابط زناشویی است.
نمره‌های بالاتر از 70 نشانگر رضایت فوق‌العاده از روابط زناشویی بین همسران است..
3-6- شیوه اجرا
محتوی جلسات آموزش های شناختی – رفتاری با توجه به پیشینه و مبانی نظری پژوهش را موضوعات مهارت های ارتباطی و شیوه های ارتباط مؤثر و بیان برخوردها و تعارضات بین زوجین با کمک از تجارب با ساختار در تعلیم روابط انسانی تشکیل داده اند . هدف از تجارب بین افراد کمک به اشخاص برای کشف , درک و بهبود بخشیدن به روابط خود با دیگران است . این تجارب معطوف به خود اجتماع و روابط انسانی است . محور آنها تعامل بین افراد و تاکید بر این دسته خصوصیات ارتباطی به منظور بهبود بخشیدن به ارتباطهای موثر , پیشبرد برخوردهای انسانی با معنا و تسهیل شیوه های ارضای نیازهای روانی – اجتماعی است .
هدف های بلند مدت برای 5 جلسه آموزش های شناختی – رفتاری چنین بیان شده است .
دستیابی به قدرت , همکاری و حل تعارض با همسر به طور مقتضی .
ایجاد مکانیزم های سالم برای کنترل اضطراب , تنش , ناکامی و عصبانیت .
به دست آوردن مهارت های لازم برای بنا کردن یک ارتباط دوستی مثبت .
محصور نمودن رفتارهای پرخاشگرانه در حد و مرزهای اجتماعی قابل قبول .
ایجاد رابطه دوستانه با همسر و خانواده.
بررسی معنا و مفهوم بحران و خلاء وجودی و شناخت عوامل موثر در ایجاد آن .
خودشناسی با توجه به نیازها , انگیزه ها و توانائیها و تفاوتهای فردی .
باور و پذیرش خویشتن , شناخت ویژگیهای خویشتن و نقش خویشتن در سلامت روان .
شناخت هدفها در زندگی و بررسی اهداف کوتاه مدت و بلند مدت , بررسی راه های رسیدن به هدف
بررسی نظام ارزشها در زندگی زناشویی و بررسی تاثیر ارزشهای معنوی بر زندگی .
لزوم داشتن روابط سالم با همسر و اعضای خانواده به عنوان یک نیاز اجتماعی و تاثیر آن بر موفقیت ها و معنادار شدن زندگی .
3-7- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
برای اندازه گیری و تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده می شود که در سطح آمار توصیفی ( محاسبه ی فراوانی ، درصد ، میانگین ، انحراف استاندارد ) و در سطح آمار استنباطی از آزمونهای T-test و آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شده است .

مطلب مرتبط :   عدالت سازمانی

فصل چهارم
یافته های تحقیق

4-1- مقدمه
در این فصل با بهره گرفتن از روش های آماری مناسب داده ها جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند یافته های پژوهش در دو قسمت آمار توصیفی و آمار استنباطی ارائه می شوند. در سطح آمار توصیفی شاخص های آماری، میانگین، واریانس ، انحراف استاندارد و در سطح آمار استنباطی از آزمون T-test و کوواریانس استفاده شده است .
در اینجا قبل از پرداختن به فرضیه های تحقیق ،اطلاعات به صورت توصیفی در قالب جدول و نمودار ارائه می شود.
4-2- یافته های توصیفی

جدول 4 – 1: توزیع فراوانی به تفکیک جنسیت در گروه آزمایش و کنترل

گروه جمع

آزمایش کنترل
جنس زن فراوانی 15 15 30

درصد 50% 50% 100.0%
مرد فراوانی 15 15 30

درصد 50% 50% 100.0%
جمع فراوانی 30 30 60
درصد 52.6% 50% 100.0%

جدول فوق توزیع فراوانی درصد آزمودنی ها را در دو گروه آزمایش و کنترل به تفکیک جنسیت نشان می دهد. مطابق جدول توزیع زنان و مردان در دو گروه مساوی است.

نمودار 4-1: توزیع فراوانی درصد آزمودنی ها در دو گروه آزمایش و کنترل به تفکیک جنسیت
نمودار فوق توزیع فراوانی درصد آزمودنی ها را در دو گروه آزمایش و کنترل به تفکیک جنسیت نشان می دهد. مطابق نمودار توزیع زنان و مردان در دو گروه مساوی است.
جدول 4 – 2: میانگین نمرات رضایت زناشویی در پیش آزمون

گروه جنس تعداد میانگین انحراف معیار
آزمایش زن 15 125.00 18.697
مرد 15 115.93 28.052
کل 30 120.47 23.873
کنترل زن 15 128.00 25.813
مرد 15 130.47 19.849
کل 30 129.23 22.659
کل زن 30 126.50 22.198
مرد 30 123.20 24.994
کل 60 124.85 23.495
جدول فوق میانگین رضایت در پیش آزمون را در دو گروه آزمابش و کنترل و به تفکیک جنسیت نشان می دهد.

نمودار 4-3: میانگین رضایت زناشویی در پیش آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل و به تفکیک جنسیت
نمودار فوق میانگین رضایت در پیش آزمون را در دو گروه آزمابش و کنترل و به تفکیک جنسیت نشان می دهد.
جدول 4 – 3: میانگین نمرات رضایت زناشویی در پس آزمون
گروه جنس تعداد انحراف معیار میانگین
آزمایش زن 15 13.766 136.07
مرد 15 25.018 143.07
کل 30 20.157 139.57
کنترل زن 15 24.839 128.00
مرد 15 20.797 124.07
کل 30 22.598 126.03
کل زن 30 20.154 132.03
مرد 30 24.583 133.57
کل 60 22.300 132.80
جدول فوق میانگین رضایت در پس آزمون را در دو گروه آزمابش و کنترل و به تفکیک جنسیت نشان می دهد.

نمودار 4-4: میانگین رضایت زناشویی در پس آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل و به تفکیک جنسیت
نمودار فوق میانگین رضایت در پس آزمون را در دو گروه آزمابش و کنترل و به تفکیک جنسیت نشان می دهد.
4-3- تجزیه و تحلیل استنباطی داده ها
فرضیه 1: آموزش خانواده به شیوه شناختی- رفتاری بر رضایت مندی زناشویی تاثیر معنادار دارد.
برای آزمون این فرضیه از تحلیل کوواریانس استفاده شده است.
جدول 4 – 4: تحلیل کوواریانس برای بررسی اثر آموزش بر متغیر وابسته (رضایت زناشویی در پس آزمون)
منبع نوع III مجموع مجذورات df میانگین مجذورات F سطح معنی داری
مدل تصحیح شده 3840.983a 2 1920.491 4.293 0.018
عرض از مبدا 23383.281 1 23383.281 52.271 0.000
متغیر همراه 1093.716 1 1093.716 2.445 0.123
گروه آزمایش 3329.330 1 3329.330 7.442 0.008
خطا 25498.617 57 447.344

کل 1087490.000 60

کل تصحیح شده 29339.600 59

نتیجه این تحلیل در ردیف مربوط به گروه است. سطح معنی داری مربوط به گروه (0.008) از مقدار خطاپذیری 0.01 کوچکتر به دست آمده است، در نتیجه تفاوت رضایت زناشویی در پس آزمون بین دو گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون (با درنظر گرفتن اثر متغیر همراه: رضایت در پیش آزمون) در سطح 0.01 معنی دار است. به عبارت دیگر آموزش خانواده به صورت معنی داری موجب افزایش رضایت زناشویی شده است.
فرضیه 2 : تاثیر کلاس های آموزش خانواده به شیوه شناختی رفتاری در بین زنان و مردان تفاوت معناداری دارد.
جدول 4 – 5: تحلیل کوواریانس: بررسی اثر جنسیت بر متغیر وابسته (رضایت زناشویی در پس آزمون)
منبع نوع III مجموع مجذورات df میانگین مجذورات F سطح معنی داری
مدل تصحیح شده 1243.832a 2 621.916 1.593 0.222
عرض از مبدا 13101.578 1 13101.578 33.563 0.000
متغیر همراه 876.332 1 876.332 2.245 0.146
جنس 601.568 1 601.568 1.541 0.225
خطا 10539.535 27 390.353

کل 596149.000 30

کل تصحیح شده 11783.367 29

نتیجه این تحلیل در ردیف مربوط به جنس است. سطح معنی داری مربوط به جنس (0.225) از مقدار خطاپذیری 0.05 بزرگتر به دست آمده است، در نتیجه تفاوت رضایت زناشویی در پس آزمون بین دو گروه مردان و زنان (با درنظر گرفتن اثر متغیر همراه: رضایت در پیش آزمون) در سطح 0.05 معنی دار نیست. به عبارت دیگر تاثیر آموزش خانواده بر افزایش رضایت زناشویی، تفاوت معنی داری بین زنان و مردان ندارد.

فرضیه 3 : بین رضایتمندی زناشویی در بین زنان و مردان تفاوت وجود دارد.
در این فرضیه چون تاثیر آموزش مدنظر نبوده است، رضایت زناشویی در پیش آزمون بین زنان و مردان مقایسه می شود.
برای آزمون این فرضیه از آزمون t استفاده شده است.
جدول 4- 6: مقایسه آمار توصیفی رضایت زناشویی بین مردان و زنان
جنس تعداد میانگین انحراف معیار خطای معیار میانگین
رضایت پیش آزمون زن 30 126.50 22.198 4.053


دیدگاهتان را بنویسید