حتما پیش اومده که بین خوندن بروشور تبلیغاتی یا کاتالوگ مشخصات فنی یک خودرو، در قسمت آپشنا یا توضیحات فنی به عبارات انگلیسی نامفهومی برخورد کرده باشین. عباراتی که بیشتر به شکل مخفف و بی هیچ گونه معنی و توضیحی به عنوان یک آپشن و ویژگی مهم از طرف شرکت عرضه کننده، معرفی می شن. در این مقاله شما رو با بعضی از مهم ترین اصطلاحات خودرو که به شکل مخفف به کار برده می شن، آشنا می کنیم.

 

ABS

مخفف: Anti-Lock Brake System

معنی: سیستم ترمز ضدقفل

شاید عجیب باشه ولی این سامانه یکی از قدیمی ترین آپشنای ایمنی در صنعت خودرو بوده. ایده ی آسون ی سیستم ترمز ضدقفل در ده ۲۰ میلادی مطرح شد اما پیشرفت و بلوغ اون در ده ۵۰ انجام شد. با رونق خودروسازی در آمریکای شمالی، حساسیت مشتریان نسبت به توانایی و تواناییای خودروهایشان هم بیشتر شد. تا جایی که حتی درباره ی کارکرد ضعیف لاستیکا در مسیرهای ناهموار و مرطوب هم اظهارنظر می شد. چراکه شرکتای بزرگ ادعا می کردن در مورد ی سیستمای ترمز، بهترینِ خود رو ارائه میدن. پس انگشت اتهام در تصادفات به طرف تایرسازها گرفته شد. درواقع خریداران بر این باور بودن که لاستیک خودروهایشان در روزهای بارانی مشکل اصلی نبود توقف خودروست. این مشکل تبدیل به موضوعی شد واسه یک تحقیق مهندسی. شرکت بوش آلمان اولین قدمای جدی رو در این مورد برداشت. اونا فهمیدن که ایراد اصلی دقیقا همون برتری اصلی خودروها، یعنی ترمزگیری قدرتمنده. چرخا با قفل شدن در راه مرطوب، خودرو رو تبدیل به یک اسکی باز بزرگ الجثه می کنن. راه حل آسون بود. ایجاد سیستمی که دیسکای ترمز رو با سرعت بالا بگیره و آزاد کنه.

۴WD

مخفف: ۴ Wheel Drive

معنی: چار چرخ متحرک

هم زمان با تولید خودروهایی که چند محور (اکسل) داشتن مثل کامیونا، تریلیا، کشندها و خودروهای شاسی بلند، مشکلی به اسم انتقال قدرت هم بوجود اومد. یعنی وقتی موتور نیرو رو به دیفرانسیل منتقل می کرد، طبق اینکه دیفرانسیل روی محور عقب بود یا جلو، نیرو فقط به اون منتقل می شد. در این صورت بود که تنها دو چرخِ درگیر با اون محور، به حرکت درمی اومدن. این اتفاق شاید در مسیرهای صاف و صاف خیلی مشکل آفرین نبود. ولی وقتی وارد جادهای ناهموار می شدیم یا وزن خودرو بیشتر از حد بالا می رفت، پدیده هرزگردی (بوکسووات) پیش می اومد. این مشکل ایده ی درگیر کردن چرخای بیکار رو مطرح کرد. با اضافه شدن یک گیربکس یا جعبه دنده کمکی به جعبه دنده اصلی، نیروی مازاد موتور به محور دیگر انتقال داده می شد. این ساختار در یک خودرو با چار چرخ، باعث درگیر شدن هر چار چرخ می شد. واسه همین نام اونو چار چرخ متحرک گذاشتن. البته در بعضی منابع از اون به ۴×۴ هم یاد می شه.

ACC

مخفف: Autonomous (Adaptive) Cruise Control System

معنی: سیستم کنترل حرکت خودکار (برابری)

شاید با سیستم سنتی کروز کنترل آشنایی دارین. سیستمی که راننده با استفاده از اون، سرعت خودرواش رو ثابت می کنه و دیگر احتیاجی به فشردن پدال گاز نیس. این سیستم بعدا با انتقادات زیادی روبه رو شد. چراکه در بعضی از موارد باعث حواس پرتی راننده و برخورد پرسرعت با خودروی روبه رویی می شد. مهندسان و طراحان به فکر بهبود این سیستم افتادند ولی باید این رو در نظر می گرفتن که رفاه و لذت رانندگی نباید کاهش پیدا کنه. سیستم فوق با توانایی کنترل سرعت راننده بی اختیار مستقیم اون شکل گرفت. به این صورت که، وقتی خودروی روبه رویی یهو توقف می کرد، سیستم هم به شکل هوشمند و در کسری از ثانیه سرعت رو به میزان افت خودروی مقابل کاهش می داد. در بازار ایران از این سیستم با نام «رادار» یاد می شه.

AFS

مخفف:Advanced Front-Lighting System

معنی: سیستم پیشرفته ی روشنایی چراغای جلو

درست با شروع قرن ۲۱، ب ام و یکی از محبوب ترین آپشنای مدرن خود رو معرفی کرد. آلمانیا فهمیده بودن که چراغای پرنور به تنهایی مشکل میدون دید راننده رو حل نمی کنن. درواقع هرچقدر هم که چراغای جلویی خودرو پرنور باشه، بازم موقع پیچیدن، بخشی از راه روبه رو تاریک می مونه. سیستم چراغای پیشرفته با تعبیه شدن یک موتور برقی پشت مغزی لامپ، هم زمان با پیچش فرمون، پرتاب نور رو هم به طرف راه گردش هدایت می کنه. البته این سیستم بعدا دستخوش تغییراتی شد. تا جایی که حتی سیستم نور بالا/پایین اتوماتیک هم به اون اضافه شد.

AWD

مخفف: All Wheel Drive

معنی: تموم چرخ متحرک

خیلی این سیستم رو با ۴WD برابر میدونن. ایراد اصلی ساختار چار چرخ متحرک اینه که هر چار چرخ به شکل هم زمان درگیر چرخیدن هستن. اما AWD با اینکه نیروی انتقالی موتور به شکل همیشه به چرخا انتقال داده می شه ولی راننده می تونه میزان نیرو روی محور عقب جلو رو کنترل کنه. حتی می تونه کاری کنه که تموم اون روی محور جلو یا روی محور عقب باشه. خودروهایی که با سیستم فوق تولید می شن، در شتاب گیری آسون به شکل دو دیفرانسیل هستن و وقتی که خودرو دور گرفت، سیستم به حالت تک دیفرانسیل بازمی شه. اینه که بیشتر خودروهای سواری اسپرت هم از اینجور سامانه ای بهره می گیرن.

BSM

مخفف: Blind Spot Monitoring

مطلب مرتبط :   اشتباهات رایج در شروع کسب‎و‎کارهای جدید

معنی: دیده بانی نقاط کور

کارشناسان بخش ی آناتومی آدم بررسی کردن که وقتی فردی پشت فرمون خودرو قرار میگیره حتی با وجود آینهای جانبی، چیزی حدود ۳۰درصد از محیط دور رو نمی بیند. درواقع این همون فضاییه که چشم آدم در مدار اون قرار نمی گیره. به عبارت آسون تر، این ۳۰درصد جزو نقاط کور به حساب بین. وقتی خودرویی با سرعت ۹۰ کیلومتر در ساعت حرکت می کنه، حتی غافل شدن از یک درصد محیط دور هم می تونه مرگبار باشه. این سیستم با پوشش همیشه نقاط کور، راننده رو از نزدیک شدن به مانع متحرک و ثابت باخبر می کنه. از آپشن فوق به ویژه در اندازه گیریای شهری استفادهای زیادی می شه. درست در خیابونای محلی که هرلحظه امکان ورود یک موتورسیلکت هست.

CBC

مخفف: Cornering Brake Control

معنی: کنترل ترمز در پیچا

مرسدس بنز خیلی وقت روی افزایش پایداری خودرو در سرعتای مختلف تحقیق می کرد. شرکت بعد از بهبود سامانهای انتقال نیرو، سیستم تعلیق و چرخا، سراغ بهینه سازی سیستمای مربوط به ترمز رفت. چیزی که مهندسان آلمانی با سی بی سی ایجاد کردن، خلاقیت چشم گیریه که ساختار پخش نیروی ترمز رو یه قدم پیشرفته تر کرده. کارکرد سیستم فوق به این صورته که طبق اصول دینامیک، وقتی خودرو وارد پیچ می شه، بیشترین فشار به بچرخی که داخل پیچه وارد می شه. پس کامپیوتر هوشمند خودرو بی اونکه راننده کاری کنه، نیروی ترمز رو کمی بیشتر از حالت استاندارد به این چرخ منتقل می کنه. این عمل از طرفی پایداری چشم گیر خودرو در سرعتای بالا رو به همراه میاره و از طرف دیگه لذت رانندگی در همه سرعتا رو بازم بالا نگاه می داره.

CVVT

مخفف: Constantly Variable Valve Timing

معنی: زمان بندی همیشگی سوپاپای متغیر

خودروسازان پیشرو، بهینه سازی مصرف سوخت رو به معنی واقعی اش اجرا می کنن. شرکتای مطرح با اجرا بالاترین سطح مهندسی در سعی هستن که مصرف سوختای فسیلی رو به کمه کم برسانند. یکی از این راه ها، CVVTه. سیستمی فوق هوشمند و البته آسون که مصرف سوخت خودروها رو تا حد چشم گیری کم می کنه. روال کار این سیستم به این صورته که کامپیوتر هوشمند خودرو، زمانایی رو که نیاز به عمل کردن تموم سوپاپا نیس تشخیص می ده و مانع از باز و بسته شدن یا یعنی سوخت رسانی از راه اونا می شه. این ساختار به ویژه در زمان ترافیکای کندرو، راه بندانای سنگین و توقف پشت چراغ قرمز کارایی خود رو نشون می ده. وقتی یک خودرو چار سیلندر با ۱۶ سوپاپ به وسیله سیستم فوق هدایت می شه، در زمانای دلخواه تنها از ۸ سوپاپ خود (نصف ظرفیت) استفاده می کنه.

DOHC

مخفف: Dual Overhead Camshaft

معنی: سرسیلندر با میل سوپاپ دوبل

از اول اختراع پیشرانهای درون سوز (احتراق داخلی) تموم سعی مهندسان بر این بوده که بتونن کارکرد اتاقک انفجار رو بهبود بخشند. این همون فضاییه که سوخت در اون متراکم و بعد به وسیله شمع شعله ور (منفجر) شده و باعث ضربه به پیستون می شه. شاید همه چیز در ظاهر آسون باشه ولی شرکتای بزرگ واسه همین محفظه ی کوچیک میلیاردها دلار سرمایه گذاری کردن. یکی از راه های بهبود جرقه زنی و انفجار، ساختار دو میل سوپاپ روی هر سیلندره. در این صورت زمانی که سوخت قراره وارد سیلندر شه با تراکم بیشتر وارد می شه و در زمان خروج دوده هم با کمیت بیشتر صورت میگیره. قرار گرفتن دو ردیف سوپاپ روی سرسیلندر، لازمه ی تعبیه شدن دو ردیف میل بادامک نیزه. درست بخاطر این هستش ساخت موتورهای DOHC فوق العاده پیچیده و سخته.

EBA

مخفف: Emergency Brake Assist

معنی: ترمز کمکی اورژانسی

در بعضی از متون مهندسی خودرو از این سیستم با نام BA یا BAS هم یاد می شه. این مکانیزمیه که دایملر-بنز اونو در اول ده ۹۰ میلادی به وجود آورد. بازرسان شرکت متوجه موضوعی خاص در بین موارد مختلف تصادف شده بودن. آمارها نشون می داد در بعضی از تصادفات، رانندها هوشیار بودن و حتی خودرو هم از سلامت کافی بهره مند بوده. حتی عمل ترمزگیری هم به موقع انجام شده. بعد از بررسیای طولانی، نکته ای طلایی به دست اومد؛ دلیل کلی ی بعضی از این تصادفات، میزان کم فشار راننده بر پدال ترمز بوده. همین امر پایه گذار یکی از تأثیرگذارترین فناوریای خودرویی بود. ترمز کمکی در مواقع لازم بی اونکه راننده بخواد، میزان فشار مؤثر رو افزایش می ده.

EBD

مخفف: Electronic BrakeForce Distribution

معنی: پخش الکترونیکی نیروی ترمز

طبق قانون موند یا اینرسی، اجسام متحرک بعد از توقف یهویی، هم اونقدر تمایل به حرکت دارن. این پدیده در مورد خودروها باعث به وجود اومدن بخش جداگونه و پیچیده ای به اسم امنیت ساختار ترمزها شده. عمل ترمزگیری در یک اتومبیل شاید طی ۱۰۰ پارسال تغییر زیادی نکرده باشه. راننده به وسیله یک پدال نیروی فیزیکی وارد می کنه و پدال از راه سیم و پمپای بادی-روغنی لنتایی رو به دیسک ترمز می فشارد تا خودرو کندتر یا متوقف شه. اما حفظ تعادل خودرو وقتی بار نامتوازنی روی اون سوار باشه یا جهت حرکت اون مستقیم نباشه تبدیل به مشکل می شه. در پیچای سریع در صورتی که اقدام به ترمزگیری کنین، خودرو شاید در محور جلو منحرف می شه. سیستم EBD میزان نیروی ترمز رو طبق هر چرخ و هر دیسک ترمز تشخیص می ده. موفقیت این طرح به اندازه ای بوده که از اون در خودروهای حرفه ای مسابقه ای استفاده شده.

مطلب مرتبط :   اصول مذاکره؛ چند اصلی که می‌تواند یک مذاکره برد برد را رقم بزند

ECU

مخفف: Engine Control Unit

معنی: مرکز کنترل الکترونیکی

در یک جمله میشه این قطعه رو مغز خودرو نامید. در خودروهای امروزی، تموم کارکرد بخشای مختلف به وسیله همین ECU کنترل و نظارت می شه. طراحی و ساخت اون به اندازه ای پیچیده و حساسه که تنها چند شرکت محدود در دنیا از پس اون برمی آیند. غیر از سخت افزارهای مدرنی که درون اون استفاده شده، نرم افزار ECU هم اهمیت فوق العاده ای داره. این مرکز الکترونیکیه که میزان پاشش سوخت، برق رسانی، سرعت، شتاب، تعلیق، انتقال قدرت، روشنایی، احتراق و حتی میزان ترکیب سوخت و هوا درون سیلندرها رو تعیین می کنه. مراحل ی دیاگ خودرو با اتصال کابل به همین قطعه شکل میگیره.

EPB

مخفف: Electronic Park Brake

معنی: ترمز الکترونیکی پارک

این همون آپشنیه که در ایران با نام ترمزدستی برقی معروف شده. نامی که شاید خیلی هم بیراه نبوده باشه. کارکرد ترمزدستی در خودروها، واسه ثابت نگاه داشتن خودرو موقع پارک یا توقفه. درست به همین دلیله که این بخش از خودروها روی چرخای عقب اعمال می شن. ب ام و سال ۲۰۰۲ و روی مدل ۷-Series خود بود که ایجاد جدیدی در این بخش درست کرد. اونا ترجیح دادن که عمل مکانیکی ترمزدستی به شکل الکترونیکی صورت بگیره. این سیستم در اول با مخالفتای خیلی روبه رو شد. ازجمله جوونایی که می خواستن بعضی وقتا با خودرویشان حرکات نمایشی بزنن و پا به سن گذاشتهایی که از فعال شدن یهو اون ترس داشتن. کم کم و با مشاهده ی رفاه و سهولت استفاده از این سیستم، خیلی دیگر از خودروسازان هم سراغ ترمز برقی رفتند. اتحادیه ی اروپا هم واسه تضمین کارکرد اون قانون ECE با کد ۱۳H رو پذیرفته شده کرد.

ESP

مخفف: Electronic Stability Program

معنی: برنامه کامل پایداری الکترونیکی

اول اجاز بدین به این نکته اشاره کنیم که ESP برخلاف تصور، یک سیستم نیس. همونجوریکه از نام اون برمیاد، این عبارت توضیح کننده ی یه سری از سیستمای مربوط به پایداریه که در کل یک برنامه کامل رو اجرا می کنن. شرکتای مختلف نامای دیگری مثل ESC (کنترل پایداری الکترونیکی) و DSC (کنترل پایداری داینامیک) رو هم روی ایجاد خود گذاشته ان. شاید بشه این برنامه رو یکی از اساسی ترین آپشنای مدرن صنعت خودرو نامید. پایداری الکترونیکی، راه حل هوشمندانه ی برطرف کردن یکی از معضلات اصلی رانندگی یعنی انحراف بوده. طبق آمار IIHS (مؤسس بیمه ای بزرگراهای آمریکا) و NHTSA (اداره ملی ایمنی ترافیک بزرگراهای آمریکا) با تعبیه ی این ساختار میشه تا یک سوم کل تصادفا رو جلوگیری کرد. این ایده ی خامی بود که اول به وسیله تویوتا روی مدل Crown در سال ۱۹۸۳ تعبیه شد و سال به سال پیشرفت پیدا و به تعالی رسید. چیزی که ESP انجام می ده مجموعه رفتارهای خودکار و از پیش برنامه ریزی شده ایه که فرمون پذیری، انتقال قدرت، ترمزها و سیستم تعلیق رو در کوتاه ترین زمان ممکن کنترل می کنه. با روشن کردن این آپشن، خودرو به وسیله یک مغز هوشمند کنترل (و نه هدایت) می شه. بعد از اینه که رفتارهای یهویی مثل تیزفرمانی و هرزگردی تایرها دیگر ممکن نیس. از آنجایی که رانندگی با ESP روشن، حس تحت کنترل بودن رو القا می کنه، شرکتا واسه رفاه رانندگان توانایی خاموش و روشن اونو فعال کردن.

HAC

مخفف: Hill-Start Assist Control

معنی: کنترل کمکی شروع به حرکت در شیب

حتما تا الان واسه شمام پیش اومده که وقتی در یک سربالایی مجبور توقف می کنین، واسه حرکت دوباره به دلیل فاصله زمانی نیم کلاچ تا درگیر شدن جعبه دنده و درنهایت حرکت، خودرو کمی به عقب کشیده می شه. این اتفاق شاید به تنهایی جوری خیلی بد به نظر نیاد. ولی وقتی وزن خودرو بالا باشه و در فاصله کمی از خودروی شما، خودروی دیگر قرار داشته باشه، اون وقته که نیم کلاچ کمی ترسناک می شه. خیلیا در این مواقع با استفاده از ترمزدستی یا حرکت پرگاز، شیب رو پشت سر می ذارن که هر دو زمان بر و انرژی بره و البته سر و صدای غیرعادی هم به گوش می رسه. با این سیستم که با نامای دیگری مثل Auto Hold هم شناخته می شه، دیگر احتیاجی به این همه کار نیس. انگار یک نفر ترمز دستی رو بالا کشیده تا شما حرکت کنین و خود اون به محض حرکت، دستی رو خلاص می کنه. این ایده اول روی خودروهای دنده دستی شکل گرفت که محبوبیت بالایی پیدا کرد. بعد تولیدکنندگان خودروهای اتوماتیک هم واسه صرفه جویی به دلیل افزایش دور موتور، از اون استفاده کردن.

HUD

مخفف: Head Up Display

معنی: نمایشگری روی شیشه

سال ۱۹۱۸ گروهی از مهندسان آلمانی سیستمی رو روی هواپیماهای جنگنده خود نصب کردن که به کمک اون خلبان می تونست بعضی از اطلاعات لازم مثل شیب، سرعت و ارتفاع رو بی نگاه کردن به عقربهای مکانیکی، روی شیشه روبه رویی اش مشاهده کنه. بعد از گذشت چیزی حدود یک قرن از این ایجاد، حالا کار به جایی رسیده که خودروسازان هم از این آپشن جذاب واسه خودروهای خود بهره می گیرن. خودروهایی که مجهز به HUD هستن، اطلاعاتی مثل سرعت، دنده فعلی، ساعت، موج رادیو و این آخرای مسیریابی رو روی شیشه ی جلو می بینن. البته بی اونکه مزاحمتی واسه رانندگی شون بسازه.

LDW

مخفف:Lane Departure Warning

معنی: اخطار خروج از خط سِیر

این یکی از معدود بارهاییه که یک آپشن از خودروهای سنگین به اجناس سواری راه پیدا کرده. سال ۲۰۰۰ بود که مرسدس بنز واسه نسل جدید کِشندهای Actros خود از سامانه ای پرده ورداری کرد که راننده رو به محض خروج غیرعادی از راه مستقیم، مطلع می کرد. یه مدت بعد نیسان، هوندا و تویوتا از ژاپن نمونه آسون ی این سیستم رو روی خودروهای سواری خود اجرا کردن. پروژه ای که خیلی زود با استقبال روبه رو شد. سال ۲۰۰۷ آئودی آلمان با پیشرفت ی چشم گیر این سیستم، اونو در حد و اندازه های یک مغز هوشمند معرفی کرد. کارکرد این سیستم به این صورت بود که با انحراف راننده از راه مستقیم، سنسورهایی با بررسی خطوط جانبی و میزان زاویه انحراف، حواس پرتی راننده رو تشخیص می دادن و با هشدارهای صوتی یا لرزش فرمون اونو از این اتفاق باخبر می کردن. این سیستم بعدا به وسیله کادیلاک و مرسدس بنز هوشمندتر شد تا جایی که خودرو، خود می تونست به راه اصلی برگردد، سرعتش رو کم کنه یا در مواقع لازم

  • 1

دسته بندی : Uncategorized

دیدگاهتان را بنویسید