کشنده گاهی اوقات به لحاظ ذات وسیله ای است که قاتل به کار می برد، اگر وسیله به کار برده شده ذاتا قتاله باشد مثل اسلحه ناریه یا انواع سلاح. سلاح تقسیماتی دارد و تقسیم می شود به گرم و سرد و شکاری و جنگی و مجاز و غیر مجاز. اسلحه سرد مثل کارد، خنجر، شمشیر، سرنیزه یا حتی کارد سنگری…، اگر کسی با این کارد سنگری به هر نقطه ای از بدن کسی ضربه ای وارد بکند و منتهی به مرگ شود این قتل عمد است… به نظر من اگر وسیله ای که به کار برده شده، کارد باشد کارد اسلحه است و اسلحه به هر نقطه ای از بدن وارد بشود… به انگشت بخورد، به پاشنه بخورد، به مشت بخورد… به انگشت هم بخورد… اگر وسیله به کار برده شده کارد باشد، این قتل عمدی است هیچ تردیدی وجود ندارد» . در حالیکه همانطور که گفته شد، صرف استفاده از آلت قتاله به هیچ وجه مدخلیتی در موضوع نداشته و تنها عمل مرتکب، باید نوعا کشنده باشد؛ کشنده بودن نوعی عمل هم ضرورتا به معنای استفاده از سلاح نبوده و حتی در برخی منابع فقهی به صراحت صرف استفاده از سلاح و تیراندازی به سوی مجنی علیه، موجب تحقق قتل عمدی قرار نگرفته است .

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

4. در دو پرونده فوق الذکر، قضات رسیدگی کننده، لزومی به طرح وجود عنصر معنوی در موضوع ندیده و صرفا به استناد به بند “ب” ماده 206 ق.م.ا، قتل را عمدی دانسته اند. در حالیکه برای تحقق قتل بر اساس عمل نوعا کشنده بر اساس همان بند، علم مرتکب به اینکه، عمل وی در غالب موارد، منجر به مرگ می شود، لازم و ضروری است. یکی از قضات دیوان عالی کشور در مذاکرات قبل از صدور رای اصراری فوق الذکر، در مورد عدم لزوم علم متهم معتقد است:«… آنچه مهم است و ما باید توجه کنیم این است که اعضای بدن وقتی تقسیم می شوند به حساس و غیر حساس، ما به هیچ وجه نبایستی اطلاعات متهم به قتل را ملاک قرار بدهیم، بگوییم که آیا می دانست این نقطه از بدن حساس است یا غیر حساس. نمی شود گفته شود که چون به زانو زد و می دانست این غیر حساس است، نمی شود اطلاعات متهم را اینجا دخالت داد. به نظر من اگر وسیله ای که به کار برده شده کارد باشد، کارد اسلحه است و اسلحه به هر نقطه ای از بدن وارد بشود… این قتل عمدی است ». به نظر ما این نظر منطبق با ماده 171 قانون مجازات عمومی بوده و در تقابل صریح با متون فقهی مورد اقتباس قانونگذار و بندهای “ب” و “ج” ماده 206 قانون مجازات اسلامی است.

گفتار سوم: نوع و نحوه ارتکاب “فعل” در قتل عمدی
فعل ارتکابی را به اعتبار قابل مشاهده بودن یا نبودن و به عبارت دیگر عینی و غیر عینی بودن، به دو دسته مادی و معنوی تقسیم کرده و هریک را جداگانه بررسی می نماییم:
1. فعل مادی: فعل مادی عبارت است از فعلی که بروز و ظهور عینی و خارجی یافته و قابل رویت و مشاهده باشد. مانند چاقو زدن، شلیک کردن، خفه کردن با دست، پرتاب کردن از بلندی، ریختن سم در غذا، فریاد زدن و مانند آن. در تمامی مثال های گفته شده، فعل مرتکب ظهور خارجی داشته و قابل مشاهده می باشد. با دقت در افعال مادی، اینگونه از افعال را نیز می توان به اعتبار برخورد و عدم برخورد به جسم مجنی علیه، به دو دسته مجزا تقسیم کرده و هر یک را جدا گانه بررسی نمود:
1-1- فعل مادی اصابتی: این نوع از فعل، علاوه بر بروز و ظهور عینی و خارجی که خاص افعال مادی است، جهت اثر گذاری، باید بر جسم مجنی علیه وارد شده و موجب مرگ وی گردد. اکثر قتلهای ارتکابی نیز با این نوع از افعال واقع می شوند، تیر زدن، سم خوراندن، خفه کردن، سر بریدن، مجروح کردن، در آب انداختن و مثالهای بسیار دیگر، همه از این دسته از افعال مادی می باشند. در تمامی مثالهای فوق، فعل ارتکابی از طرف قاتل، با اصابت بر جسم مجنی علیه، مرگ وی را به دنبال خواهد داشت. البته ارتکاب فعل به صورت مباشرتی و یا تسبیبی تفاوتی ندارد؛ مانند آنکه در حالت تیر اندازی و خفه کردن، عمل مرتکب بصورت مباشرتی یعنی انداختن تیر و فشار با دست به بدن مجنی علیه وارد می شود و در مثالهایی مانند انداختن مجنی علیه در آب و مانند آن، نیز انداختن در آب، بصورت تسبیبی موجب مرگ وی می گردد. به هر حال این نوع از فعل، شایع ترین و غالب ترین فعل مورد استفاده در قتل عمدی به شمار می رود. دقت در افعال مادی اصابتی نیز نشان می دهد که این افعال نیز باید به اعتبار نحوه رسیدن به مرگ و یا به عبارت دیگر نحوه صدمه وارده، به دو قسمت تقسیم می شوند:
1-1-1- فعل مادی اصابتی منجر به صدمات مادی: در این نوع از افعال مادی، عمل مرتکب با اصابت به جسم مجنی علیه، سبب ایجاد صدمه مادی می شود. صدمه مادی نیز صدمه ای است که به صورت خارجی و عینی ظهور و بروز یافته و قابل رویت بر جسم مجنی علیه (اعم از قسمت های خارجی و داخلی) باشد. در حقیقت، اکثر قتلهای واقع شده در اجتماع از نوع اخیر می باشند، تیر اندازی به بدن فرد، خفه کردن وی، انداختن وی در چاه، سم خوراندن به وی و مثالهای بسیاری از این نوع، همگی از جمله این نوع از فعل مادی می باشند که در آنها فعل ارتکابی قاتل، پس از برخورد با جسم مجنی علیه، روی آن اثر فیزیکی گذاشته و موجب مرگ وی می گردد. در معاینه جسد در این حالت نیز اثر عمل قاتل، روی بدن قربانی هویدا بوده و رابطه فعل قاتل و مرگ قربانی قابل تشخیص خواهد بود.

2-1-1- فعل مادی اصابتی منجر به صدمات معنوی: در این حالت، فعل ارتکابی علاوه بر مادی بودن، به جسم مجنی علیه نیز اصابت می کند؛ ولی صدمه حاصله از این فعل مادی نبوده و بلکه معنوی است. صدمات معنوی، صدماتی است که موجب آسیب و لطمه بر روح و روان مجنی علیه ونهایتا مرگ وی می شود، بدون آنکه مادتا و در جسم قربانی قابل رویت باشند. برای مثال در صورتی که قاتل، قربانی را از پشت بام یک عمارت به پایین پرتاب نماید و قربانی قبل از تماس با زمین، و در طول سقوط، در اثر ترس از افتادن، فوت نماید، فعل مادی اصابتی منجر به صدمه ی معنوی رخ داده است، زیرا دست زدن و پرتاب کردن مجنی علیه از جمله افعال مادی اصابتی و مرگ در اثر ترس، از جمله صدمات معنوی می باشد. بدیهی است در همین مثال، در صورتی که قربانی در اثر اصابت با زمین فوت نماید، فعل اصابتی منجر به صدمه مادی رخ داده است. همینطور است در صورتی که مجنی علیه که مورد تیر اندازی قاتل قرار گرفته است، در اثر دیدن وضعیت تیر خوردگی و خون ریزی خود، از ترس قالب تهی کند. باید دانست این نوع از فعل مادی، از شمول ماده 325 قانون مجازات اسلامی خارج است؛ زیرا برای شمول آن ماده، عمل مرتکب، باید به جسم قربانی اصابت نکرده و قربانی تنها به واسطه خود عمل، و نه در اثر اصابت آن بر جسم او و وارد آمدن صدمه مادی و یا معنوی، فوت کند. استفاده قانونگذار از مثال های مذکور در صدر ماده نیز نشان می دهد که که رفتار مرتکب بدون برخورد فیزیکی، موجب مرگ قربانی می گردد ؛ سلاح کشیدن یا برانگیختن سگی به سوی مجنی علیه یا به تعبیر قانونگذار هر کار دیگری که موجب هراس او گردد، از جمله افعال غیر اصابتی می باشند که در مبحث آینده بررسی می نماییم. لذا تحقق قتل عمدی با فعل مادی اصابتی منجر به صدمه ی معنوی را باید در حدود بندهای سه گانه ماده 206 ق.م.ا مورد بررسی قرار داد.
2-1- فعل مادی غیر اصابتی: در این نوع از فعل، عمل مرتکب به صورت مادی و عینی قابل رویت است؛ اما این عمل، بدون اصابت فیزیکی با جسم مجنی علیه، موجب مرگ وی می گردد. این نوع از افعال را برخی حقوقدانان، افعال غیر مادی و برخی فعل معنوی دانسته اند ؛ بنظر می رسد این نوع فعل را باید فعل مادی غیر اصابتی دانست و اطلاق فعل غیر مادی و معنوی بر آن صحیح نمی باشد؛ زیرا همانطور که گفته شد، بطور کلی فعل را باید به مادی و معنوی تقسیم نمود. فعل مادی نیز فعلی است که دارای بروز و ظهور خارجی است؛ در مثالهایی مانند ترساندن، شمشیر کشیدن، چاپ اعلامیه ترحیم دروغین و مانند آنها، که این حقوقدانان آنها را غیر مادی دانسته اند، فعل مادی یعنی فعلی قابل رویت و محسوس، از جانب قاتل صورت می گیرد و تنها صدمه وارد بر مجنی علیه، ممکن است بصورت معنوی باشد. دقت در تالیفات حقوقی نیز نشان می دهد که برخی از حقوقدانانی که ترساندن و شمشیر کشیدن و مانند آنها را از جمله افعال غیر مادی دانسته اند، سحر و جادو را نیز در همین دسته جای داده اند . درحالیکه این دو نوع از افعال تفاوت ماهوی با هم داشته و قابل جمع در یک دسته نمی باشند. در تقسیم بندی افعال، ابتدا باید به رابطه بین قاتل و فعل ارتکابی وی توجه کرده و سپس به اصابتی و غیر اصابتی بودن این فعل به بدن مجنی علیه و نهایتا به نتیجه حاصله توجه نمود. ترساندن، شمشیر کشیدن، چاپ آگهی و مانند آن، همگی به علت بروز و ظهور خارجی از جمله افعال مادی می باشند؛ زیرا مادتا و به صورت عینی قابل رویت و حس کردن هستند؛ و البته به علت عدم تماس با جسم مجنی علیه، آنها را باید افعال مادی غیر اصابتی دانست. در حقوق آمریکا نیز چنین افعالی صالح برای تحقق قتل عمدی دانسته شده اند . به هر حال این نوع از فعل نیز به اعتبار نحوه حصول نتیجه، خود به دو قسمت تقسیم می شود:
1-2-1- فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمات مادی: در این حالت از فعل، علی رغم مادی و غیر اصابتی بودن، صدمه وارده بر جسم مجنی علیه فیزیکی و مادی بوده و همین مطلب موجب مرگ وی می گردد. برای مثال در صورتی که مرتکب از بام آپارتمانی بلند، مجنی علیه را در حالت غفلت و ترس، بترساند و در اثر این ترس، وی به پایین پرتاپ شده و در اثر برخورد با زمین بمیرد؛ یا مرتکب در تاریکی شب، قربانی را بترساند و در اثر این ترس، وی زمین خورده و به هلاکت برسد، علی رغم غیر اصابتی بودن فعل ارتکابی، صدمه وارده مادی بوده و بر جسم قربانی اثر مادی و قابل رویت بر جای می گذارد. به نظر می رسد ماده 326 قانون مجازات اسلامی از مصادیق مربوط به همین نوع از فعل باشد. به موجب این ماده:” هرگاه کسی دیگری را بترساند و موجب فرار او گردد و آن شخص در حال فرار خود را از جای بلندی پرتاب کند یا به درون چاهی بیفتد و بمیرد، در صورتی که آن ترساندن موجب زوال اراده و اختیار و مانع تصمیم او گردد، ترساننده ضامن است”. زیرا در این حالت نیز عمل فرد، ترساندن، که عملی مادی و غیر اصابتی است، می باشد. و این عمل، موجب صدمه مادی بر جسم قربانی بر اثر پرتاب کردن یا به درون چاه افتادن می شود. مشروط کردن ضمان ترساننده به حالتی که ترس، موجب زوال اراده و اختیار قاتل گردد نیز، کاملا منطقی است ؛ زیرا در غیر این صورت، فرد با اراده و اختیار، خود را پرتاب نموده است و در نتیجه رابطه استناد بین فعل مرتکب و نتیجه حاصله قطع خواهد شد. همچنین به نظر ما، این نوع از فعل یعنی فعل غیر اصابتی منجر به صدمه مادی از شمول ماده 325 خارج است؛ زیرا قانونگذار در آن ماده پس از طرح مساله مربوط به ترساندن قربانی، مقرر نموده است ” … و بر اثر این ارعاب آن شخص بمیرد … “، که ظهور در حالتی دارد که مرگ در اثر خود ترس رخ دهد و نه حالتی که ترس، موجب صدمه مادی شود و آن صدمه مرگ را به وجود آورد.
2-2-1- فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمه معنوی: در این حالت از فعل، مرتکب با انجام فعلی غیر اصابتی مانند ترساندن، به هیجان شدید انداختن و مانند آن، موجب بروز فعل و انفعالاتی در دستگاه عصبی و روانی قربانی و نهایتا مرگ وی می گردد. در حقیقت در اینجا در اثر فعل مرتکب، بر روح و روان و سیستم عصبی مجنی علیه آسیب وارده آمده و در اثر این آسیب وی فوت می کند. مانند ترساندن فردی در تاریکی و فوت او در اثر ترس، چاپ اعلامیه دروغین فوت فرزند کسی و مرگ او، خبر دادن دروغ به فرد با غیرتی مبنی بر انجام عمل منافی عفت توسط زن یا دختر او، خبر دادن دروغ به زنی به اینکه شوهرش همسر دیگری دارد، دادن خبر دروغ قبول شدن فرزند کسی در کنکور با علم به بیماری قلبی او و در نتیجه به هیجان افتادن و وقوع مرگ وی،

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید