دانلود پایان نامه

وانگهی نفی و وجود مالکیت را نمیتوان از وجود یا عدم وجود آثار مالکیت اثبات نمود. زیرا آثار مالکیت لازمه ذات مالکیت نیستند؛ بلکه در ملک مطلق این امر صادق است. در نتیجه در مالکیت زمانی، مالکیت مطلق منتفی است نه اینکه مطلقاً مالکیت منتفی باشد. کسی که به دنبال اثبات امر وجودی است، باید آنرا ثابت کند. مخالفین مالکیت زمانی مدعی این امر هستند که «دوام مقتضای ذات مالکیت است» و «مقید کردن مالکیت از طریق زمان با ماهیت مالکیت منافات دارد» باید برای اثبات این ادعای خود دلیل بیاورند درحالی که گفته موافقان مالکیت زمانی یعنی «زمان بندی با ماهیت مالکیت منافاتی ندارد» موافق با اصل عدم است. زیرا اینان منکر آنند که «ملکیت، اقتضای دوام دارد». دلیل دیگری که میتوان آورد، این است که مواردی وجود دارد که مالک با وجود دوام ملکیت مجاز به از بین بردن مملوک بدون اجازه دیگران نیست. برای مثال در مالکیت مشاع هر کدام از مالکین که بخواهد مال را تلف کند باید از شرکای دیگر اجازه بگیرد، حال آیا میتوان مالکیت مشاع را صرفاً به این دلیل که باید برای تلف نمودن اجازه سایر شرکا را گرفت منکر شد؟ و یا در عقد اجاره، اگر مالک بخواهد عین مستأجره را در مدتی که عین در اجاره مستأجر است تلف کند یا باید عقد اجاره را به دلیلی فسخ کند یا از مستأجر اجازه بگیرد. در جواب سخن مخالفین مبنی بر اینکه اگر مالک حق از بین بردن را نداشته باشد در حقیقت مالک نیست و فقط حق انتفاع دارد؛ میتوان گفت چرا وی که حق تلف ندارد، مالک نباشد و فقط حق انتفاع داشته باشد؟ تفاوت میان مالکیت و حق انتفاع نیز روشن است. (اینکه صرفاً شخصی حق تلف مال خود را نداشته باشد. دلیل بر مالک نبودن و داشتن حق انتفاع نیست) همچنین در تعریف مالکیت هیچ فقیه یا حقوقدانی به قید دوام اشارهای نکرده است. چگونه امکان دارد ماهیت ملکیت چیزی را ایجاب کند، در حالی که در تعریف آن از سوی هیچ کس مورد اشاره قرار نگرفته است؟
بند دوم: دلایل موافقین مالکیت موقت
همان طور که گفتیم از وصف دوام ملکیت سه نوع برداشت و معنا به عمل آمده است. معنای سوم، عدم جواز مُقارن بودنِ مالکیت با اجل است؛ که این معنا مورد اختلاف است. موافقین مالکیت زمانی با ارائه ادله ذیل درصدد اثبات مقارن بودنِ مالکیت، با اجل هستند.
1ـ مالکیت موقت با شرط فاسخ

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

وقتی که ملکیت به شرط فاسخ مقترن میگردد و بعد از مدتی شرط مذکور محقق میگردد، عقد و در نتیجه ملکیت پایان میپذیرند و در نتیجه قبل از پایان عقد، ملکیت موقت بوده است. در ضعف این دلیل باید گفت که ملکیت معلق به شرط فاسخ، ملکیت موقت نیست. زیرا امکان دارد که شرط فاسخ تحقق نیابد که در این صورت ملکیت دائمی خواهد بود و اگر شرط فاسخ تحقق یافت ملکیت با اثررجعی منفسخ میشود و گویی اصلاً ملکیت تحقق نیافته است. در نتیجه میتوان گفت، ملکیت معلق به شرط فاسخ، به این دلیل که شرط امر غیر محقق الوقوع است؛ ملکیت موقت نمیباشد.
2ـ موقت بودن مالکیت ادبی، فنی و صنعتی
مالکیت ادبی، فنی و صنعتی نوعی دیگر از مالکیت موقت است که قانونگذار برایش مدت تعیین کرده است. دکتر سنهوری این دلیل را به صورت غیر مستقیم بیان میکنند. به این دلیل که به نظر ایشان حقوق ذهنی که بر اشیاء غیر مادی وارد میشود، مشمول ملکیت نمیشود و به همین دلیل باید صفت ملکیت را از حق مؤلف یا مخترع، نفی کنیم. اما ایرادی که براین نظر وارد شده این است که تمامی عناصر و صفات مالکیت ـ جز دوام ـ در مالکیت ادبی وجود دارد؛ به چه دلیل آنرا جزء مالکیت ندانیم. برخی نویسندگان اطلاق مالکیت را بر حق مؤلفان و مصنفان روا دانستهاند، با این توضیح که مالکیت در اسلام دارای مفهومی گسترده از حقوق رم است. «مالکیت در حقوق اسلام نه تنها شامل مالکیت عین می‌گردد، بلکه مالکیت منفعت و انتفاع و ملک الملک را فرا میگیرد. حتی این کلمه گاهی در مورد حقوق غیرمالی نیز به کار میرود». ماده 29 قانون مدنی ایران نیز مالکیت را اعم از مالکیت عین و منفعت میداند.
3ـ مالکیت موقت مستأجر نسبت به ابنیهی احداثی بر اساس توافق با موجر
اگر موجر به مستأجر اجازه دهد که در عین مستأجره بنا احداث کند، با این شرط که این بناها در پایان مدت اجاره ملک موجر باشد؛ در نتیجه از آنجا که مالکیت مستأجر تا مدت اجاره باقی میماند؛ لذا مالکیتش موقت است و بعد از انقضای مدت اجاره، ملکیت بنا به موجر میرسد و او باید معادل بنا را به مستأجر بدهد. دکتر سنهوری این استدلال را صحیح نمیدانند. به نظر ایشان بناها از هنگام ساخته شدن متعلق به موجر است و مالکیت وی در خلال مدت اجاره و بعد از انقضای مدت آن باقی میماند. مستأجر نه مالکیت دائمی دارد و نه مالکیت موقت، بلکه اصلاً مالک نیست و فقط به موجب عقد اجاره دارای حق انتفاع نسبت به بناها میباشد. وقتی که اجاره به پایان رسید موجر باید عوض بناهای ساخته شده را اگر شرط شده باشد بپردازد، ولی اگر شرط نشده باشد وی وظیفه ندارد که هیچ عوضی را بپردازد. پس از آنجا که مستأجر مالک بناها نیست، وی وظیفه دارد از بناها محافظت کند و اگر به این وظیفهی خود عمل نکند، مسؤول ضرر و زیانی است که به مالک وارد میشود.
4ـ امکان تقیید مالکیت به کسر مشاع
برخی از حقوقدانان برای اثبات مالکیت موقت به این نکته متمسک شدهاند که مالکیت را می‌توان به زمان مقید کرد، همانگونه که میتوان آنرا به کسر مشاع مقید نمود. البته برخی از محققین معتقدند که در مالکیت زمانی حالت اشاعه حفظ میشود، زیرا اشاعه به معنای سهیم بودن تمامی مالکان در جزء جزء مال مشترک است که این امر در مالکیت زمانی هم محقق است؛ فقط میزان انتفاع از مال مشترک بر اساس زمان تسهیم شده است. ثانیاً مالکیت زمانی وسیلهای برای تجمیع سرمایههای اندک مالکین و استفاده از مزایای شرکت است. این نظر را در گفتار دوم از مبحث دوم همین فصل به بوتهی نقد خواهیم گذاشت.
5ـ حقیقت عرفیهی مالکیت
در ادامه اشاره خواهد شد که مالکیت حقیقت شرعیه نداشته، بلکه دارای حقیقیت عرفیه است. به همین دلیل برای شناخت مفهوم آن باید به عرف و سیرهی عقلا رجوع کرد.
در نتیجه حدوث و بقای ملکیت همچون هر امر اعتباری دیگر به دست عرف است و مالکیت موقت امری است مشروع، زیرا عقلا، همان طور که مالکیت دائمی را اعتبار میکنند، مالکیت موقت را نیز اعتبار میکنند.
علاوه بر موارد فوق برای اثبات مالکیت موقت میتوان به اصل حاکمیت اراده، اصل آزادی قراردادها، قاعده اوفوا بالعقود، المؤمنون عند شروطهم و ماده 10 قانون مدنی نیز استناد نمود. پرسشی که در این قسمت ممکن است مطرح شود، این است که آیا اخلاق حسنه و نظم عمومی مانع ورود تأسیس حقوقی بیع زمانی به حقوق ایران است؟ پاسخی که میتوان داد، این است که در حقوق بین‌الملل خصوصی مبحثی به نام توصیف وجود دارد که قاضی صلاحیتدار ناگزیر است قبل از مراجعه به قواعد حل تعارض قوانین، مسأله مربوط به تعارضات را توصیف و حل و فصل نماید.
در مبحث توصیف نیز بحثی به نام «توصیف امر ناشناخته» وجود دارد، که بحث آن در خصوص مواردی است که موضوع حقوقی ناشناخته‌ای در دادگاه یک کشور مطرح میباشد که توسط خارجیان اقامه شده است، به نحوی که قانونگذار مقر دادگاه، نسبت به آن موضوع حقوقی، قانون خاصی وضع ننموده است. در این حالت، مطابق نظر حقوقدانان، تعیین ماهیت حقوقی موضوع ناشناخته یا مجهول، با تجزیه توصیف به دو مرحله توصیف مقدماتی و توصیف نهایی امکان پذیر است. در توصیف مقدماتی، قاضی صلاحیت‌دار نسبت به موضوع حقوقی ناشناخته، براساس قانون خارجی شناخت اجمالی به دست میآورد، بعد از آن، این گونه فرض می‌کند که اگر قانونگذار مقر دادگاه می‌خواست موضوع حقوقی ناشناخته را مورد شناسایی قرار دهد، آنرا در کدام دسته ارتباطی قرار می‌داد؟ در نتیجه به وسیله نوعی شباهت سازی، دسته ارتباطی متناسب با موضوع حقوقی ناشناخته‌ای که نسبت به آن شناخت اجمالی حاصل شده را تعیین میکند. پس از تعیین دسته ارتباط مناسب، مطابق قاعده حل تعارض قوانین مقر دادگاه، قانون صلاحیتدار را تعیین و مطابق آن اقدام خواهد کرد و اگر قانون صلاحیتدار ناشی از قاعده حل تعارض قوانین مقر دادگاه یک قانون خارجی باشد، در نتیجه تا آنجا که تأسیس حقوقی ناشناخته با اخلاق حسنه و نظم عمومی منافات نداشته باشد، قانون خارجی به موقع اجرا گذارده می‌شود.
همان گونه که اکثر حقوقدانان گفتهاند، تعریف واحدی از نظم عمومی و اخلاق حسنه در یک جامعه معین امکان پذیر نمی‌باشد. زیرا این مفهوم، بستگی تام به شرایط زمانی و مکانی دارد. با این حال تعدادی از حقوقدانان، معیاری برای مصادیق نظم عمومی ارائه نموده و بیان نمودهاند: «از نظر حقوق داخلی، هر قرارداد خصوصی که مخالف قواعد آمره مملکت باشد، مخالف نظم عمومی و باطل است. قواعد آمره و مربوط به نظم عمومی در حقوق داخلی عبارتند از: الف ـ قوانینی که در حقوق بین‌الملل جنبه درون مرزی داشته و قابل اجرا در خارج از کشور نمی‌باشند مثلاً قوانین مالکیت ارضی، قوانین جزایی، قوانین سیاسی و قوانین مربوط به پلیس از جمله قوانینی هستند که فقط در داخل مرزهای کشوری که در آنجا به وجود آمده‌اند، قابلیت اجرا دارند. ب ـ قوانین راجع به احوال شخصیه (نظیر اهلیت، ارث، وصیت) که به عکس دسته اول، خاصیت برون مرزی دارند، اما در داخل مرزهای کشور فقط نسبت به اتباع داخلی اجرا می‌شوند». از تعریف بیع زمانی، برمیآیدکه ورود یک تأسیس حقوقی جدید با وصف بیع زمانی با نظم عمومی حقوق ایران ناسازگار نخواهد بود. وضعیت عدم ناسازگاری مالکیت زمانی با اخلاق حسنه نیز واضح است. زیرا «اخلاق حسنه، نوعی عرف صالحان که طی سالیان دراز به وجود آمده و از پایه‌های تمدن ملت قرار گرفته است». بیع زمانی مشروعیت حقوقی خود را از حاکمیت اراده، اصل نفوذ و اعتبار تعهدات، بنای عقلا، ضرورتهای اجتماعی و عرف میبیند. در مورد دکترین حقوقی نیز
میتوان گفت که کمتر کسی در مورد این عقد بحث کرده است. البته بر خی حقوقدانان مدعی هستند که بعضی از قوانین فعلی تملیک زمانی را قبول کرده است.

مبحث دوم
بررسی بیع زمانی به عنوان مصداقی از مالکیت موقت

در مبحث دوم از فصل نخست با قرارداد بیع زمانی که مصداقی از مالکیت موقت است آشنا میشویم. ابتدا با مفهوم این قرارداد آشنا میشویم سپس به محاسن و معایب قرارداد مذکور میپردازیم. در نهایت ماهیت قرارداد بیع زمانی مورد بررسی قرار میدهیم تا روشن گردد که این قرارداد در قالب کدام از عقود معین قرار میگیرد و یا اینکه یک قرارداد بینام است و در قالب ماده 10 ق.م. میگنجد. بر هیمن اساس در گفتار اول این مبحث به محاسن، معایب و مفهوم قرارداد بیع زمانی میپردازیم و در گفتار دوم ماهیت این قرارداد را بررسی مینماییم.
گفتار اول: مفهوم، محاسن و معایب بیع زمانی
همچنان که قبلاً اشاره شد بیع زمانی نوعی مالکیت موقت است؛ اکنون در این گفتار با این قرارداد به طور کامل آشنا میشویم. بر همین اساس مطالب گفتار اول در سه بند ارائه میگردد. در بند اول به تعاریفی که از سوی حقوقدانان داخلی و خارجی نسبت به این عقد صورت گرفته، اشاره میگردد. در بندهای دوم و سوم نیز محاسن و معایب قرارداد بیع زمانی بررسی میگردد.
بند اول: مفهوم بیع زمانی

بیع زمانی اصطلاحی است که برای اولین بار توسط مسؤولین شرکت مجتمعهای توریستی و رفاهی آبادگران ایران به عنوان معادل واژه خارجی تایم شرینگ استفاده شد. معادل سازی بیع زمانی با واژه تایم شرینگ توسط متخصصین همین شرکت صورت گرفت و بدین ترتیب این اصطلاح وارد فرهنگ حقوقی ما شد. برخی از محققین در این زمینه، اصطلاح «بیع زمانی» را، معادل فارسی تایم شرینگ انتخاب کردهاند، به طوری که این اصطلاح را برای عنوان مقالات و کتب خود مناسب دیدهاند.
تعاریف متعددی از تایم شرینگ یا بیع زمانی صورت گرفته است: نویسنده فرهنگ حقوقی بلک تایم شرینگ را

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید